{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منوببخش...

منوببخش...
که ندیده میگرفتم...
التماس،اون نگاه نگرونو...
منوببخش...
که گرفتم جای دست عاشق تو...
دست عشق،دیگرونو...
لایق عشق بزرگ تونبودم...
خورشیدبانو...
غافل ازمعجزه ی توشدوجودم...
اسیرجادو...
منوببخش...
که درخشیدی ومن چشماموبستم...
منوبخشیدی ومن چشماموبستم...
منوببخش...
دیدگاه ها (۴)

#درخواستی_هیونلیکس#سقوط_در_سکوتادامه ی پارت قبلی.... اون سرش...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

پارت ۲

یه زمانی قلبمو گذاشتم کف دست یکیکه فکر میکردم جای امنیه...دو...

تک پارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده تهیونگ بزرگ ترین رئس...

بعضی وقت‌ها زندگی با یک غافلگیریِ غیرمنتظره، طوری غافلگیرت م...

★ازدواج من و بابات؟...p⁵(end)(*دو هفته بعد*)تهیونگ:توی روز ه...

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

My lovely neighbor part : 79

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط