منوببخش...

منوببخش...
که ندیده میگرفتم...
التماس،اون نگاه نگرونو...
منوببخش...
که گرفتم جای دست عاشق تو...
دست عشق،دیگرونو...
لایق عشق بزرگ تونبودم...
خورشیدبانو...
غافل ازمعجزه ی توشدوجودم...
اسیرجادو...
منوببخش...
که درخشیدی ومن چشماموبستم...
منوبخشیدی ومن چشماموبستم...
منوببخش...
دیدگاه ها (۴)

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

معرفی رمان: نقابی در شهر«نقابی در شهر» یه رمان صدم قسمتیه. ژ...

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۹**(روز بعد - کلاس درس 🏫)بکی با یک دفت...

پارت ۲

**پارت ۱۹**جونگکوک تو رو به اتاقِ بزرگ و باشکوهِ خودش برد؛ ا...

تک پارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده تهیونگ بزرگ ترین رئس...

یه زمانی قلبمو گذاشتم کف دست یکیکه فکر میکردم جای امنیه...دو...

بعضی وقت‌ها زندگی با یک غافلگیریِ غیرمنتظره، طوری غافلگیرت م...

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

My lovely neighbor part : 79

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط