بچه ها من بابام مشکل قلبی داشت و با مامانم مجبور شدن به خ

بچه ها من بابام مشکل قلبی داشت و با مامانم مجبور شدن به خاطر اینکه بابام می خواست قلبشو آنژیو کنه مجبور شدند بمونن خونه‌ی عموم اینا منو داداشم بخاطر کلاسام و مدرسه مجبور شدیم با اون یکی عموم بیایم بابل و اومدیم تا بابام اینا برگردن خونه خونه ی عموم اینا بمونم
دیدگاه ها (۰)

شلام برین برای پارت گذاری ؟❣️❤️🧸🎀🤭بزن بریممممم رمان :«استاد ...

بچه ها،حالم جدی محبوبهمن شیش سال ابتداییم رو یه مدرسه دولتی ...

پازت ۱۴بعد از مدرسه دامیال منتظره انیا هست و انیا میرسه دامی...

چندپارتی

برای خانمی @s_melodyببخشید دیر شرکت کردم تو فیک کلابت. احتما...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.32 (روایت از زبان ا.ت...

پخ پخسلاااممماهم اهماولی و دومی اوسیمه، شیر کاکائو ئه شیر کا...

چند پارتی جیمین.وقتی خیانت می‌کنه...پا تند کردم و سریع به سم...

𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐞𝐦𝐲'𝐬 𝐇𝐨𝐬𝐭𝐚𝐠𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭: ³ویو اتحدود نیم ساعت از رفتن مامانم...

مهمونی خطرناکپارت=27ویو اتباورم نمیشد بابام بالاخره قبول کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط