من هفت تا ددی دارم

❤❤❤❤❤❤❤
#من_هفت_تا_ددی_دارم 🚫🔥
#part_3۳

طی یه حرکت خودم رو از بقلش پایین انداختم و دویدم سمت آشپز خونه

بلند داد زدم:به همین خیال باش

بعدشم سریع خودم رو روی صندلی بین جونگ کوک و تهیونگ جا کردم

جیهوپ:حالا نوبت منم میرسه هاااا

من:خوووب....

نامجون:چیشده؟

من:میخواد از زیر زبون من به زور حرف بکشه

نامجون خنده ی بلندی سر داد و دستی به سرم کشید

که جین غذا ها رو روی میز گذاشت و حکم ساکت باشید داد

با ولع شروع کردم خوردن که بقیه هم همراه شدن

..... فردا صبح .....

نامجون:همه حاضرید؟

من:اوهوم...بریم؟

جونگ‌کوک:پیش به سوی مسافرت

من:راااستی...

جونگ‌کوک:چی؟

من:کجا میریم؟

#ANIL
@dady_2021
دیدگاه ها (۲)

پارت ۲۱

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁹ویو: اتدست جونگ‌کوک هنوز توی دست...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۹: فض...

معامله p30آن روز، بالاخره صبر تهیونگ تمام شد.در اتاق با صدای...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

پارت اخر فردا ساعت۱۲:۳۰ویو تهیونگ:از خواب بیدار شدم و دیدم ج...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

مهمونی خطرناکپارت=20ویو ات:بعد از اینکه براش توضیح دادم جلو ...

اجبار به بد بختی پارت ۱۵

پارت ۶: فاجعه‌ی بالاتنه لخت!آروم دسته‌ی چمدونم رو کشیدم و یو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط