ببین داداش من،من تجربه کردم.

ببین داداش من،من تجربه کردم.
عاشقش کردم.
وابسته اش کردم.
در عین حال که باور داشتم عاشقم شده.
ذره ذره
دلشو شکستم.
غرورشو خورد کردم.
گفتم نمیخوامت.
گفتم دوستت ندارم.
گفتم برو پی زندگیت.
گفتم دیگه به من زنگ نمیزنیاااا.
گفتم نبینم دیگه جلو چشمم باشیااا.
ولی....
روزی رسید که فهمیدم بد کردم.
اونم دل داره.
احساس داره.
غرور داره.
اونم خدای خودشو داره.
فهمیدم تنها کسش بودم
،امیدشو نا امید کردم.
فهمیدم تموم اون لوس بازیاش
برای من بوده!
فقط برای اینکه شادم کنه!
فهمیدم وقتی میگفته دوستت دارم
از ته قلب کوچولوش بوده!
فهمیدم تک پر خودم بوده
که هی کنترلم میکرده و زنگ میزده!
فهمیدم حتی با این همه بلا
،دلش نیومده نفرینم کنه!
ته دلش تا خواسته بگه بیمعرفت!
گفته خداجونم مواظبش باش.
فهمیدم بد کردم.
فهمیدم نامردی کردم.
فهمیدم بیمعرفتی کردم.
ولی...
خیلی دیر فهمیدم.

اینقدر دیر که خدا به زمین گرم زدم!
دیدگاه ها (۴)

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

ددی خون آشام من

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽part 8(ویو کوک) از قبل میدونس...

وقتی که بدترین دشمن اعصابت شوهرت میشه

Do I love him, or do I hate him?p:⁵_استرس زیادی ازت میباره +...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۶افسانه (مامان سانیار)از همون او...

From Enmity to Love

𐙚 پارت ³ | ویو نامراصدای زنگ مدرسه توی سالن غذاخوری پیچید و ...

سلام 👋حالتون خوبه؟ اومدم یه سری تئوری راجع به آدرین بگمآره خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط