عمارت بونتن p2

پرش زمانی به روز بعد*
بیدار شدن*
خمیازه* امروز یه روز خوبه
به یاد آوردن داستان دیشب*
البته روز غمگینیه اونم برایه من
آروم گریه کردن*
وایسا میتونم به مینا خبر بدم و اون شاید بتونه نجاتم بده
پیام دادن به مینا*
سلام مینا چان خوبی
میگم میتونی کمکم کنی
دیشب مامان و بابام منو به یکی فروختن و شاید اون طرف منو کشت اگه دیدی ازم خبری نیست بدون من فرار کردم از اون عمارت بونتن
پیام مینا
چیییی عمارت بونتنننننن
اون یکی از خطرناک ترین مافیایه ژاپنهههه
پیام میا
چی مافیا؟
پیام مینا
اره بونتن یکی از خطرناکترین مافیا هایه جهانه اونا تو شکنجه دادن حریف ندارن
اگه دیدی میخان شکنجت کنن دلشونو نرم کن و حواست باشه زیاد به مایکی نزدیک نشی
پیام میا
چی مایکی؟
پیام مینا
من دیگه باید برم مدرسه امروز نمیخاد بیای معلم و مدیر رو موجه میکنم
پیام میا
ممنونم مینا
پیام مینا
جانه
پیام میا
جانه
پایان حرف زدن*
باز شدن در و دیدن ....
ش.شما
اسمت چیه *سرد*
و.واتاشیوا میا دس
منم کوکونوی هستم
خ.خوشبختم
ازمون میترسی؟
ن.نه اصلا
از لکنت و لرزشت معلومه
پاشو باید ببرمت
ک.کجا؟
عمارت بونتن
چ.چی
همین که شنیدی *بیهوش کردنت*
بیهوش شدن*
برآید بلند کردنت و بردنت سمت ماشین*
گذاشتنت تویه ماشین و حرکت کردن سمت عمارت*
رسیدن و پیاده شدن. براید بلند کردنت و رفتن سمت اتاق مخصوص مایکی*
در زدن*
میتونم بیام داخل؟
بیا تو*سرد*
دختره رو آوردم چیکارش کنیم
ببرش تو اتاق خودت باید ازش مراقبت کنی فهمیدی*جدی و سرد*
های رئیس
رفتن سمت اتاق خودش*
فکر کنم داره کابوس میبینه
گذاشتنت رویه تخت و تکون دادنت*
هی هی پاشو
..سکوت..
و......
دیدگاه ها (۱۰)

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد پارت۴

سناریو مایکی پارت ۵

(کشتار مافیا) «پارت 4ویو سوجین: داخل آشپزخونه شدم خیلی بزرگ ...

صبح روز بعد، وقتی بیدار شدم، مایکی کنار پنجره ایستاده بود.پی...

Part "67"☆ویو تهیونگ☆بعد از جلسه با جونگ‌کوک، تمام مسیر برگش...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

stolen

عشق بی پایان

سناریو ایدل رویایی ۱

پارت ۳۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط