ا/ت ویو:

ا/ت ویو:
با جیمین دعوا کرده بودم ازش خیلی ناراحت بودم.
داشتم با گوشیم بازی می‌کردم که صدای در اومد
جیمین اومد خونه
سریع خودمو به خواب زدم
جیمین ویو:
ا/ت رو ناراحت کرده بودم و حالم خوب نبود و عذاب وجدان داشتم.
برای همین هم از پسرا خداحافظی کردم و از کمپانی اومدم بیرون و رفتم خونه ا/ت.
رمز درو زدم که دیدم ا/ت اتاقش خوابیده
رفتم کنارش و دراز کشیدم
ا/ت:چرا اومدی خونم ؟ برو.
جیمین:برای معذرت خواهی
اومدم که از دوست دخترم معذرت بخوام (کیوت)
ا/ت:من نمیخوام برو
جیمین:ا/ت من واقعا اون حرف هارو از قصد بهت نزدم ببخشید لطفا.
ا/ت:.......
جیمین:ا/ت رو گرفتم بغلم
جیمین:ا/ت
ا/ت:هوووم؟
جیمین: جواب ندادی؟
ا/ت: باید راجبش فکر کنم.
جیمین: محکم تر بغلش کردم.
جیمین: چیکار کنم که قبول کنی؟
ا/ت:خبببب باید برام سه بسته لواشک، چهار بسته شکلات و دوتا نوتلا بخری. بعدش هم باید بریم بیرون.
جیمین: 😂
ا/ت:دوتا هم چیپس
جیمین:دیگه چیزی نمیخوای؟
ا/ت:چرا چرا. بستنی هم میخوام
جیمین: خوب اونوقت این همه رو چطوری میخوای بخوری؟
/ات: دیگه تو به اونش فک نکن
ا/ت:راستی کیک خیس هم میخوام
جیمین:میخوام منو ورشکسته کنی‌؟
ا/ت:یاااا
جیمین: 😂😂 باشه هرچی شما بگید.
ا/ت:صبر کن یکیشو نگفتم
جیمین: بگو می‌شنوم
ا/ت:فردا هم نمیری سرکار و باهم فیلم می‌بینیم.
جیمین:چشم حالا برو لباس بپوش بریم خرید.
ا/ت:هوووووو
جیمین:😂😂(کیوت)
ویو ا/ت:
رفتیم یه عالمه خرید کردیم و برای خوردیم.
شب هم تا دیر وقتی فیلم ترسناک دیدیم و ترسیدیم.
دیدگاه ها (۲)

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

پارت ۴ (سرنوشت)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

به زیباییه مشکی

همسر غیره منتظره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط