وقتی....(درخواستی)
ا/ت: اوه ...نه...نه اصلا...حتی بهش فکرم نکن برای این کار هنوز زیادی زوده
هان:بیخیال ا/ت ما الان دو ساله باهمین و تو حتی یکبارم منو نبوسیدی چرا؟این کارت دلیلی داره(اخم)
ویو ا/ت
این یه مدت هان بی دلیل باهام قهر میکرد و میرفت یه گوشه مینشست و گریه میکرد.وقتی ام که ازش میپرسم چیشده جواب درست و حسابی بهم نمیده و واقعا رو مخم رفته و همین کارش یکم رابطمونو سرد کرده البته که من واقعا دوسش دارم اما خب بعضی وقتا واقعا زیاده روی میکنه
ویو هان
مدتیه که هرکاری برای اینکه با ا/ت رابطه داشته باشم کردم اما فایده ای نداشت.الانم یه هفتست که وقتی بهم یکم بی توجهی میکنه باهاش قهر میکنم و گریه میکنم بلکه دلش بسوزه و کاری که میخوام رو انجام بده و البته این به مدت خیلی کمتر باهام وقت میگذرونه و حس میکنم رابطمون داره خراب میشه.آخه الان دوساله که ما با همیم و من حتی یکبارم طعم لباس رو نچشیدم .ولی امشب دیگه بحث فرق میکنه و من امشب اونو مال خودم میکنم
فلش بک به چند دقیقه بعد
ا/تا داشت با تلفن با دوستش حرف میزد و توی خونه راه میرفت و همش حس به نگاه سنگین رو روی خودش حس میکرد و میدونست که اونی که داره بهش نگاه میکنه قطعا خانه چون می دیگه ای جز هان اصلا تو اون خونه نبود برای همین ا/تا رفت توی یه اتاق تا یکم راحت تر باشه
ویو بعد از تمام شدن تماس
ا/تا تماس رو قطع کرد و درست همون لحظه هان در اتاق رو باز کرد و با ابرو های به هم گره خورده گفت
هان:بالاخره تموم شد خانم کیم؟
ا/ت:آه..آره وای خدای من این دختر فوقالعادست
هان:از/تا:تو اصلا میفهمی من چی میگم(یکم داد)
ا/ت: هی..هان چی شده چرا اینجوری میکنی؟(با تعجب)
هان دیگه جواب ا/تو نداد و رفت همینجوری روی مبل نشسته و رانوهاشو تو بغلش گرفت و مثل همیشه شروع کرد به گریه کردن آن/ت از اتاق بیرون اومد و......
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هبونحین-#هان-#فیلیکس-#سونگمبن-#جونگبن-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
هان:بیخیال ا/ت ما الان دو ساله باهمین و تو حتی یکبارم منو نبوسیدی چرا؟این کارت دلیلی داره(اخم)
ویو ا/ت
این یه مدت هان بی دلیل باهام قهر میکرد و میرفت یه گوشه مینشست و گریه میکرد.وقتی ام که ازش میپرسم چیشده جواب درست و حسابی بهم نمیده و واقعا رو مخم رفته و همین کارش یکم رابطمونو سرد کرده البته که من واقعا دوسش دارم اما خب بعضی وقتا واقعا زیاده روی میکنه
ویو هان
مدتیه که هرکاری برای اینکه با ا/ت رابطه داشته باشم کردم اما فایده ای نداشت.الانم یه هفتست که وقتی بهم یکم بی توجهی میکنه باهاش قهر میکنم و گریه میکنم بلکه دلش بسوزه و کاری که میخوام رو انجام بده و البته این به مدت خیلی کمتر باهام وقت میگذرونه و حس میکنم رابطمون داره خراب میشه.آخه الان دوساله که ما با همیم و من حتی یکبارم طعم لباس رو نچشیدم .ولی امشب دیگه بحث فرق میکنه و من امشب اونو مال خودم میکنم
فلش بک به چند دقیقه بعد
ا/تا داشت با تلفن با دوستش حرف میزد و توی خونه راه میرفت و همش حس به نگاه سنگین رو روی خودش حس میکرد و میدونست که اونی که داره بهش نگاه میکنه قطعا خانه چون می دیگه ای جز هان اصلا تو اون خونه نبود برای همین ا/تا رفت توی یه اتاق تا یکم راحت تر باشه
ویو بعد از تمام شدن تماس
ا/تا تماس رو قطع کرد و درست همون لحظه هان در اتاق رو باز کرد و با ابرو های به هم گره خورده گفت
هان:بالاخره تموم شد خانم کیم؟
ا/ت:آه..آره وای خدای من این دختر فوقالعادست
هان:از/تا:تو اصلا میفهمی من چی میگم(یکم داد)
ا/ت: هی..هان چی شده چرا اینجوری میکنی؟(با تعجب)
هان دیگه جواب ا/تو نداد و رفت همینجوری روی مبل نشسته و رانوهاشو تو بغلش گرفت و مثل همیشه شروع کرد به گریه کردن آن/ت از اتاق بیرون اومد و......
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هبونحین-#هان-#فیلیکس-#سونگمبن-#جونگبن-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
- ۶۶.۱k
- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط