{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریووو

سناریووو

pov : ریکشن پسرای اسلیترین اگه

اگه از پشت بغلش کنی (درخواستی)


تامی : چیشده از تو بعیده دلت برام تنگ شده ؟ ا.ت: اوهوم برمیگرده و متقابلاً بغلت می‌کنه و سرتو میبوسه 🫠🫂

دراکو : حالت خوبه؟ ا.ت : اوهوم دراکو : عجیب شدی ا.ت : خوشت نمیاد؟ دراکو : نه ادامه بده ❤️‍🩹🙂

متیو : دلت برای سیکس پکام تنگ شده ؟
ا.ت: خیلی مغروری میدونستی؟
متیو : تقصیر توعه
ا.ت : برو نخواستیم اصن
متیو : بیا بیا قهر نکن خودش بغلت می‌کنه*


تئو : دلت 😈میخواد ؟ ا.ت : برو برو گمشو یه چیزی هم کوفتم نکن خب تئو : باشه غلط خوردم بیا بعدم میبوس.ت.ت 🫡🌚

انزو : برمیگرده بغلت می‌کنه و ماچو موچ راه میندازه 😑هعی پسرم از دست رفت

ریگی : عادت داره همیشه این کارو میکنی بابا پسرم خیلی مهربونه خوش به حال زنش 🤍🙂



آیا دوست دارین بازم درخواست بدین من همرو میزارم ماچ بهتوننن عشقامم

لایک ؟فالو؟ کامنت؟حمایت بابا دارین تا امیدم میکنین جدی یه زره حمایت کنین خب 🫂
دیدگاه ها (۹)

متیو و دختری از جنس دریا p3

سناریووقتی می‌خوان ببوـ٫ـسنت:هری:عزیزم....آ/ت : نه زشته یهو ...

سناریو

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

True Love③⑦(پارت آخر)) فردا یونی: چرا هیچی بهمون نگفته بودم....

تهیونگ پرسید: بچه مگه شما کرم دارینکوک و ا/ت: هاالیسا: ببین ...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

P12تقریباً یک هفته از شبی که با جیمین وارد رابطه شده بود میگ...

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۸☆از زبان ا/تبعد از مراسم رفتیم عم...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط