{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

(کلی واسه ی اسم این سناریو فکر کردم) وقتی موقع خواب میغلتی تو بغلشون😀

متئو: هر دو تون تو تخت بودین و داشتین میخوابیدین، که یه خواب بد دیدی و شروع کردی به ناله کردن تو خواب. مت هم متوجه شد: ات، خوبی ؟ تو چیزی نگفتی فقط دی رفتی تو بغلش، مت هم محکم بغلت کرد و همینجوری دوباره خوابیدی

انزو: ات: میشه لطفااااا امشب پیشت بخوابم؟.: نه چون دیشب که بهت اجازه دادم منو از رو تخت خودم پرت کردی پایین.: خواهشش میکنمم انزوووو😭خیلی تنهام.: فقط امشب! بیا اینجا. و تو هم رفتی پیشش. وسطای شب بود که تو رفتی سرتو گذاشتی رو شونش و خودتو تو بغلش فرو کردی.لبخند زودد یا بگم...مخفیانه خوشش اومدد ☁

تام:(خیلی دوست داره تو نزدیکش باشی ) چرخیدی رفتی راست تو بغلش، ولی بعدش تقلا میکردی خودتو ازاد کنی، محکم گرفته بودت و برگردوندت سر جات.(نویسنده داره غش میکنههه💃🏻)

دراکو: (دوستان عزیز از قدرت تخیل استفاده کنید، نمیدونم چطور بگم، تو... روش خوابیده بودی، میفهمین؟ 😂نه نههه به انحراف نرینننن.) خب دراکو خوشش نمیاد اون جوری بخوابی، راحت نبود. پس اروم تو رو اروم کنار خودش گذاشت و پیشونیت رو بوسید.،💯

تئو: وقتی روش دراز کشیدی خندش گرفت. همونجوری بغلت کرد و اینقد نوازشت کرد که بیدار شدی🤓

ریگی: نصفه شب بلند شدی رفتی دقیقا روی ریگی خودتو انداختی و بغلش کردی. ریگی اینجوری بود که ودف. ر: عزیزممم داری خفم میکنی. بعد که جواب ندادی فهمید که خوابت برده. تو رو روی تخت گذاشت و روت پتو انداخت و کنارت خوابید


چطور بودددد؟
بچه ها من یک چیزی کشف کردم🤓
ویسگون با وی پی ان باز میشههههههه،
محشره، بینظیرهعع، عالیعه
تا کشفیات دیگر بدرود🌟
دیدگاه ها (۳)

سناریو بی تی اس درخواستی:وقتی میخوایم بریم رو تخت بخوابیم به...

سناریو درخواستیوقتی که بغلش میکنی و میگی خیلی وقته بغلم نکرد...

رمان:هرگز ترکت نمی‌کنمپارت ۳ ( پارت آخر)ا.ت رو آوردن. طلسم ش...

سناریو بلولاک وقتی  مو های بلندمونو کوتاه میکنیم چه ریکشنی د...

چان برادر ناتنی تو بود و ازت پنج سال بزرگتر بود قدش ۱۸۷ بود ...

سناریو دراکو مالفوی پارت دو

سناریو پسرای اسلیترین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط