چند پارتی ( ارباب وحشی من)

Part 2
پدرش : ولی ا/ت دوتا از دوستام دارن پسرشون رو می فرستن اینجا خونمون که غلتای زیاد نکنی
+ پدر عزیزم هیشکی نمیاد خونه و منم غلت زیادی نمیکنم
پدرش : اگه خب دوست نداری بیاد پیشت تو میری پیش اونا
+ عجب گیری کردیما من با هیچکس نمی‌مونم تمام
پدرش : فکر کنم از بچگی بهت یاد دادم حرف رو حرف من نزنی درسته؟ ( اعصبی)
+ باشه ( بغض )
(پانزده دقیقه بعد )
لیا : ا/ت خدافظ مراقب خودت باش
+ باشه ( بغض)
پدرش : ا/ت یه یاد آوری کنم گاهی تو میری عمارت اونا یا اونا میان پیشت حرف رو حرفاشون نزن بی احترامی نکن اونا مافیان
+ خب منم مافیا هستم چه ربطی داره( بغض با یک قطره اشک)
پدرش : ادامه نده خداحافظ
+ خدافظ( بغض)
(پدرش و لیا رفتن)
ویو ا/ت
الان منتظر اون دوتا خیکی (فیکه) هستم که بیان یا من برم با اونا اوفف یهو دیدم در خونه داره باز میشه
علامت کوک - علامت تهیونگ &
-زود باش بیا تو ماشین
+ چی ؟
& یک حرف رو دوباره تکرار نمی‌کنیم
ویو ا/ت
چمدونم رو گرفتم رفتم پایین لباسمو عوض نکردم چون مناسب بود ( عکس میدم) دیدم اون دوتا جلو نشستن و من عقب پشت سرشون به لشکر بادیگارد با ماشین بود که پشت سر اون دوتا رانندگی میکردن
+ ببخشید میشه بپرسم داریم کجا میریم ؟ ( حالت آروم و مودبانه)
- پیاده شدیم میبینی ( سرد)
(بچه ها تمام حرف های اینا سرد هست با ا/ت )
ویو ا/ت
اون یکی که بغل راننده بود و جوابمو داد شبیه خرگوش بود ولی شبیه گوریل هم بود ولی اون پسره که داشت رانندگی میکرد شبیه خرس بود
(رسیدن)
ویو ا/ت
اولش با دیدن عمارت یکم پشمم ریخت چون عمارت ماهم همین جوری بود ولی نمای این عمارت یکم قشنگ بود ولی خیلی سیاه و تاریک بود
- هی برو تو
+ باشه
- برو اتاقشو نشون بده و قوانین رو هم بهش بگو
& باشه
(رفتن تو اتاق )
& یک . حرف رو حرفمون نمی‌زنی وگرنه هدایت میشی به اتاق شکنجه دو.شب ها ممکنه یکی از ماها بیاد پیشت بخوابه سه . بیرون رفتن ممنوعه
+ فقط یه سوال دارم
& بپرس
+ چند وقت اینجا میمونم ؟
& تا آخر عمرت
+ چیییییئ ولی بابام گفت بعد یک ماه میام دنبالت
& حتی اگه اون بخواد تو بری از اینجا ما نمیزاریم
+ شوخی میکنی دیگه
& ما در هیچ موقعیتی شوخی نداریم دیگه حرف نزن سوالی هم نپرس
+ اسمتون چیه؟
& هر دوتامون رو ارباب صدا میزنی
+ نه بابا ولی من با پیر مرد راحت ترم
& نزار روز اولت بری اتاق شکنجه
+ نه بابا شما هیچ غلتی نمیتونید بامن بکنید
& راه بیفت
+ چییییی
(تا اینکه تهیونگ ا/ت رو محکم بغل کرد برد اتاق شکنجه و درو قفل کرد)
+ درو باز کن مرتیکه روانییی ( داد )
( دو ساعت بعد )
ویو جونگ کوک
رفتیم ا/ت رو که یکم آدم کنیم ا/ت واقعا دختر زیبایی هست باید بعد از چند وقت عادت کنه دوست پسر داره
دیدم ا/ت با دیدن ما دوتا بلند شد
- ببندینش به صندلی( عربده)
+ ولم کنین
ویو ا/ت
منو بستن به یه صندلی فلزی که احساس می کنم صندلی معمولی نبود بعد یک مین دیدم صندلی همه جاش داره داغ میشه
+ اوففف هققق داغه بازش هققق کنین ( با گریه )
& حالا حالا ها اینجا میمونی .......
دیدگاه ها (۵)

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

عشق بی پایان

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

ددی خون آشام من

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

سناریو مایکی پارت۳

سیلام 🧸 بریم پارت گذاری !؟لتس گوویو «ا/ت» مامان رفت تو اتاقش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط