{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت چقدر تغییر کرده‌ای!

گفت چقدر تغییر کرده‌ای!
انگار این چندسالی که ندیدمت با چیزی فراتر از توانت جنگیده‌‌‌ای، یا در مسیری دویده‌ای که تمایلی به بودن در آن نداشتی.
نمیدانم اما تو تغییر کرده‌ای، کمتر لبخندمیزنی، بیشتر فکر میکنی، کمتر حرف میزنی و انگار شیطنت و سرخوشی سابق را نداری.
گفتم: چیز مهمی نیست!
فقط تو دیگر کودکانگی را در من نمیبینی،از این رو که من مدت‌هاست انتخاب کرده‌ام بزرگ شوم و از آن‌جایی شروع به بزرگ شدن کردم که ناچار شدم خودم زخم‌های خودم را ببندم، خودم اشک‌های خودم را پاک کنم، خودم خودم را تسکین بدهم و خودم پناه و تکیه‌گاه خودم باشم.
بیشترِ ما از یک‌جایی ناچار میشویم بزرگ شویم، با درد، اما بزرگ شویم، با رنج، اما بزرگ شویم، با نارضایتی، اما بزرگ شویم، زودهنگام بار مسئولیت به دوش بکشیم و با اوضاعِ خارج از تحملمان کنار بیاییم.
از یک‌جایی به بعد، مجبوریم سادگی و شیطنت و سهل‌انگاری‌مان را پشت نقابی از احتیاط پنهان کنیم و از کودکی و کودکانگی، دست برداریم.از یک جایی به بعد مجبوریم و آدمی درست از همان‌جایی زندگی برایش سخت میشود که مجبور است🌱ᥫ᭡

#انگیزشی #حس_خوب #انرژی_مثبت
#حال_خوب#خونه#خونه_قدیمی #شمعدانی #زندگی#لبخند#فرشت#ویسگون
─┅─═ঊঈ🌸ঊঈ═─┅─
دیدگاه ها (۱۳)

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

~عشق و جدایی~~فصل دوم~ Part :"16"ویو اتهنوز حقیقت اون روز بر...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁹ویو میکا_____ماشین با ...

عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۸(از زبون راوی)...وقتی اون گل ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۲۰: «پای...

فیک : بین راندها

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 51( بچه ها خواستم بگ...

دوستان پارت ۴۷ و ۴۹ در پیج اسمات گذاشته شد. «عشق مخفی با یکی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط