عشقممنوعه
#عشق_ممنوعه
#پارت_۶
شایان در اتاقم رو باز کرد و اومد تو و در و پشت سرش بست و من متعجب و خجالت زده گفتم:
_چیکار میکنی نمیگی شاید مساعد نباشم نباید همینجوری در اتاق یه نوجوون رو باز کنی
شایان ادامو درآورد و گفت:
_چیکار میکنی نمیگی شاید مساعد نباشم
بالشتکم رو پرت کردم سمتش که تو هوا گرفتش و گفت:
_کلمه های قلبه و سلمبه ای میزنی چخبره شیطون بلا داشتی چیکار میکردی که اینجوری هول کردی
نمیدونست به خاطر این که مثل اسبی که رم کرده سرشو انداخت یهو اومد تو اتاقم هول کردم
_من هول نکردم
_اره جون خودت
کنارم رو تخت نشست و گفت:
_بگو ببینم دوست پسر که نداری درسته؟
کپ کردم آخه به این چه من دوست پسر دارم یا ندارم انگار خیلی براش مهمه
_گیریم که داشته باشم ربطی داده؟
_نگا نگا بچه دیروزی واسه ما شاخ بازی در میاره
_خودتم داری میگی دیروزی یعنی دیگه بزرگ شدم
_هلن منو نپیچون جواب منو بده دوست پسر داری؟
یکم تن صداش تغییر کرده بود انگار عصبی شده بود یعنی روم غیرتی شده بود؟
نه بابا چرا باید روم غیرتی بشه من اشتباه حس کردم
_نه ندارم
_خوبه
_چی خوبه
_اینکه دوست پسر نداری
_چرا خوبه؟
_چون اگه بخوای داشته باشی اول باید به من بگی
_چرا؟
_چرا انقدر چرا چرا میکنی واسه اینکه گولت نزنن
_چرا باید گولم بزنن؟
_چون بعضی پسرا دوست دخترشون رو گول میزنن میگن بیا ببینیمت بعد میبرنت یه جایی و ...
_یه جایی و چی؟
_عه عه پرو نشو ها بیشتر از سنت کنجکاوی نکن
_شایان چی داری میگی من دیگه بچه نیستم خودم همه چیو میدونم
صورت شایان سرخ شد و سریع سرشو برگردوند سمتم و گفت...
#پارت_۶
شایان در اتاقم رو باز کرد و اومد تو و در و پشت سرش بست و من متعجب و خجالت زده گفتم:
_چیکار میکنی نمیگی شاید مساعد نباشم نباید همینجوری در اتاق یه نوجوون رو باز کنی
شایان ادامو درآورد و گفت:
_چیکار میکنی نمیگی شاید مساعد نباشم
بالشتکم رو پرت کردم سمتش که تو هوا گرفتش و گفت:
_کلمه های قلبه و سلمبه ای میزنی چخبره شیطون بلا داشتی چیکار میکردی که اینجوری هول کردی
نمیدونست به خاطر این که مثل اسبی که رم کرده سرشو انداخت یهو اومد تو اتاقم هول کردم
_من هول نکردم
_اره جون خودت
کنارم رو تخت نشست و گفت:
_بگو ببینم دوست پسر که نداری درسته؟
کپ کردم آخه به این چه من دوست پسر دارم یا ندارم انگار خیلی براش مهمه
_گیریم که داشته باشم ربطی داده؟
_نگا نگا بچه دیروزی واسه ما شاخ بازی در میاره
_خودتم داری میگی دیروزی یعنی دیگه بزرگ شدم
_هلن منو نپیچون جواب منو بده دوست پسر داری؟
یکم تن صداش تغییر کرده بود انگار عصبی شده بود یعنی روم غیرتی شده بود؟
نه بابا چرا باید روم غیرتی بشه من اشتباه حس کردم
_نه ندارم
_خوبه
_چی خوبه
_اینکه دوست پسر نداری
_چرا خوبه؟
_چون اگه بخوای داشته باشی اول باید به من بگی
_چرا؟
_چرا انقدر چرا چرا میکنی واسه اینکه گولت نزنن
_چرا باید گولم بزنن؟
_چون بعضی پسرا دوست دخترشون رو گول میزنن میگن بیا ببینیمت بعد میبرنت یه جایی و ...
_یه جایی و چی؟
_عه عه پرو نشو ها بیشتر از سنت کنجکاوی نکن
_شایان چی داری میگی من دیگه بچه نیستم خودم همه چیو میدونم
صورت شایان سرخ شد و سریع سرشو برگردوند سمتم و گفت...
- ۳.۳k
- ۲۴ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط