P2

رقصنده من

پارت دوم

به عنوان رقصنده اصلی باید وسط مبیودم ... خم شدم تا موقع شروع برخیزم....

تنها کسی که توی محل کارم از رابطه ما خبر داشت؛رئیس کل بار بود که نوچه جونگ کوک توی اون محله از سئول بود...

اهنگ شروع شده بود... وهمه شروع کردن به انجام حرکاتی که بهشون داده بودن ...

اما من نه من میخواستم اون چه که در نبوغم به تصویر کشیدم رو به واقعیت تبدیل کنم..

واقعیتی زیبا...و دقیقا برعکس حقیقت تلخ..

شروع کردم به رقصیدن رقصی ک شروع کنندش مغزم بود و پایان رساننده اش بدنم ...

در میان اون همه آدم نگاه من فقط دنبال یه شخص بود"جئون جونگ کوک"میرقصیدم و میرقصیدم

امــــــــــــــــــــــآ

نگاهم دنبال اون بود ...

نگاهی که بعد از یافتنش با لبخندی بر لبام ادامه داشت...

"5 دقیقه بعد"

موزیک رو اتمام بود و رقص ما رو به فرجام...

(فیلم رقصش رو اگر تونستم براتون میذارم)

بعد از اینکه رقصمون تموم شد ؛همه به نشانه احترام به تماشا کننده ها تا زانو خم شدن ....

اما من فقط سری به نشانه احترام خم کردم...

سپس موزسک دیگه ای پخش شد که هرکدام از مردان داخل بار بلند شدن و دست یک دختر رو گرفتن و شروع به رقصیدن کردن

همونطور که داشتم بقیه رو میدیدم نگاهم به جونگ کوکی افتاد که داشت سمتم میومد اونم با دو لیوان شراب...

در جواب لبخندی که بهش میزدم لبخندی بلند و بالا تقدیم نگاهم کرد و جام شرابی رو بدستم داد

الیزا"چطور بود؟رقصم رو دوست داشتی؟"

جونگ کوک"عالی مثل همیشه"

و بعد جام شرابش رو به سمتم گرفت و من هم کم لطفی نکردم وجامم رو به جامش زدم و سر کشیدم ...

جونگ کوک بعد از نوشیدن شرابش گفت"البته دلیل نمیشه توی خونه برام نرقصی،میشه؟"

تک خنده ای کردم و گفتم"هوم...درسته!".

لیوان شرابم رو ازم گرفت و روی میز گذاشت....

سپس دستاش رو دور دستام انداخت و شروع به رقصیدن کرد

رقصی که داشتیم انجام میدادیم ترکیبی ار تانگو یخ بود (رقص روی یخ).

نزدیک به 30 دقیقه بود که داشتیم میرقصیدیم و من ازش لذت میبردم

جونگ کوک هم رقاص خوبی بود و این نشونه خوبی بود البته برای من


"1 ساعت بعد"



بعد از کلی خوردن و نوشیدن و رقصیدن وقت خونه رفتن شد ...

لباس های رقصم رو از تنم در اوردم ولباسام رو تنم کردم

جونگ کوک جلوی در اتاق منتظرم بود

و وقتی من رو دید دستش رو به سمتم دراز کرد
.
جونگ کوک"بریم بیب؟"

الیزا"بریم عزیزم"

من هم دستش رو گرفتم و رفتیم تا سوار ماشین بشیم


ادامه دارد....



پارت بعد رو میخوای؟

پس لایک کن و کامنت بذار که پارت بعد رو میخوای یا نه ؟
دیدگاه ها (۶)

پارت ۳۷

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

### پارت ۸: خنجرِ پنهان در تاریکیبارون به شدت به شیشه‌هایِ ع...

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

مهمونی خطرناکپارت= 31ویو اتسرم رو تکون دادم و گفتم: باشه...ج...

پارت ۲ ویو ا.ت جونگ کوک آروم کنارم نشست سعی کرد فاصلش رو حفظ...

پارت ۲۱

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁹دستش رو به سمتم دراز کرد._بیا..صدای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط