چندپارتی درخواستی
Part ⁴
جونگکوک : دوست داری منو ببوسی؟
ا/ت : عاااا...خب نظرم رو عوض میکنم..جرعت😌
جونگکوک : منو ببوس😏
ا/ت :😳..خبب منن باید برم خونه حیح(بلند میشه که بره اما جونگکوک دست ا/ت میکشه و میندازش تو بغل خودش و جلوی بقیه اونو میبوسه )
جونگکوک : خب از همتون ممنونم ما بریم خدافظ(دست ا/ت میگیره و میرن سوار ماشین جونگکوک میشن)
ا/ت : ج.جونگکوک من م.میرم خونه خودم
جونگکوک : نه خیر میمونی پیش من
ا/ت : ولی اخه....
جونگکوک : ولی و اخه و اما نداره دیگه امشبو میمونی پیش من خانم جئون
ا/ت : هوفف باشه..چ.چی؟
جونگکوک همینطور که داشت رانندگی میکرد گفت : گفتم که امشب رو پیش من میمونی خانم جئون
ا/ت : ولی فامیل من پارکه
جونگکوک : به زودی تو مال من میشی و فامیلت هم جئون میشه خانم کوچولو
ا/ت :😳
۳۰ دقیقه بعد
ویو ا/ت :
ریسیدیم به خونه کوک واقعا خونش خیلی قشنگ بود
رفتیم داخل که گفتم
ا/ت : خب الان من کجا بخوابم؟
کوک : توی اتاق من میخوابی و لباس هم بهت میدم
(بچه ها کوک هنوز مسته)
خلاصه ا/ت خانم لباساشو عوض میکنه و با فاصله از کوک رو تخت میخوابه اما جونگکوک از پشت محکم بغلش میکنه نمیزاره ا/ت تکون بخوره
فردا صبح :
ویو ا/ت :
با برخورد نور افتاب به چشمام بیدار شدم و خودمو تو بغل جونگکوک دیدم که داره با موهام بازی میکنه
جونگکوک : بیدار شدی پرنسس؟
برگشتم سمتش و با دیدت بالا تنه لختش گونه هام سرخ شد و لعنتی نمیتونم چشم از اون بدن جذابش بردارم
جونگکوک : اگه دید زدنت تموم شد بریم صبونه بخوریم خانم کوچولو
ا/ت : عهه من کوچولو نیستم تو خیلی گنده ای..اصلا من چرا تو بغل توعم ؟
جونگکوک : نمیتونم دوس دخترمو بغل کنم ؟
ا/ت : .........
ادامه دارد.....
جونگکوک : دوست داری منو ببوسی؟
ا/ت : عاااا...خب نظرم رو عوض میکنم..جرعت😌
جونگکوک : منو ببوس😏
ا/ت :😳..خبب منن باید برم خونه حیح(بلند میشه که بره اما جونگکوک دست ا/ت میکشه و میندازش تو بغل خودش و جلوی بقیه اونو میبوسه )
جونگکوک : خب از همتون ممنونم ما بریم خدافظ(دست ا/ت میگیره و میرن سوار ماشین جونگکوک میشن)
ا/ت : ج.جونگکوک من م.میرم خونه خودم
جونگکوک : نه خیر میمونی پیش من
ا/ت : ولی اخه....
جونگکوک : ولی و اخه و اما نداره دیگه امشبو میمونی پیش من خانم جئون
ا/ت : هوفف باشه..چ.چی؟
جونگکوک همینطور که داشت رانندگی میکرد گفت : گفتم که امشب رو پیش من میمونی خانم جئون
ا/ت : ولی فامیل من پارکه
جونگکوک : به زودی تو مال من میشی و فامیلت هم جئون میشه خانم کوچولو
ا/ت :😳
۳۰ دقیقه بعد
ویو ا/ت :
ریسیدیم به خونه کوک واقعا خونش خیلی قشنگ بود
رفتیم داخل که گفتم
ا/ت : خب الان من کجا بخوابم؟
کوک : توی اتاق من میخوابی و لباس هم بهت میدم
(بچه ها کوک هنوز مسته)
خلاصه ا/ت خانم لباساشو عوض میکنه و با فاصله از کوک رو تخت میخوابه اما جونگکوک از پشت محکم بغلش میکنه نمیزاره ا/ت تکون بخوره
فردا صبح :
ویو ا/ت :
با برخورد نور افتاب به چشمام بیدار شدم و خودمو تو بغل جونگکوک دیدم که داره با موهام بازی میکنه
جونگکوک : بیدار شدی پرنسس؟
برگشتم سمتش و با دیدت بالا تنه لختش گونه هام سرخ شد و لعنتی نمیتونم چشم از اون بدن جذابش بردارم
جونگکوک : اگه دید زدنت تموم شد بریم صبونه بخوریم خانم کوچولو
ا/ت : عهه من کوچولو نیستم تو خیلی گنده ای..اصلا من چرا تو بغل توعم ؟
جونگکوک : نمیتونم دوس دخترمو بغل کنم ؟
ا/ت : .........
ادامه دارد.....
- ۱۸۴.۶k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط