میتسویا: «حالت خوبه؟ صورتت قرمز شده.»
میتسویا: «حالت خوبه؟ صورتت قرمز شده.»
میتا: «هوا گرمه!»
میتسویا نگاهی به پنجرهی باز انداخت.
میتسویا: «ولی امروز خیلی خنکه.»
میتا: «...من آلرژی دارم.»
میتسویا: «به چی؟»
میتا: «بهار.»
میتسویا چند لحظه بهش خیره شد و بعد خندید.
میتسویا: «باشه، سوزوکی. هرچی تو بگی.»
میتا: «هوا گرمه!»
میتسویا نگاهی به پنجرهی باز انداخت.
میتسویا: «ولی امروز خیلی خنکه.»
میتا: «...من آلرژی دارم.»
میتسویا: «به چی؟»
میتا: «بهار.»
میتسویا چند لحظه بهش خیره شد و بعد خندید.
میتسویا: «باشه، سوزوکی. هرچی تو بگی.»
- ۱۸۴
- ۰۷ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط