میتسویا: «حالت خوبه؟ صورتت قرمز شده.»

میتسویا: «حالت خوبه؟ صورتت قرمز شده.»
میتا: «هوا گرمه!»
میتسویا نگاهی به پنجره‌ی باز انداخت.
میتسویا: «ولی امروز خیلی خنکه.»
میتا: «...من آلرژی دارم.»
میتسویا: «به چی؟»
میتا: «بهار.»
میتسویا چند لحظه بهش خیره شد و بعد خندید.
میتسویا: «باشه، سوزوکی. هرچی تو بگی.»
دیدگاه ها (۰)

یکی از شو کرونای درخواستی داشت

پارت سوم | بدون شکرسه روز گذشته بود.لیانا طبق معمول وارد کاف...

پارت ۱۳ — «نقشه‌ی دستپاچه‌کننده»صبح هنوز کامل شروع نشده بود ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۸ | «شامِ مخصوص ج...

معامله، p36ماشین از محدوده‌ی شهر خارج شده بود و جاده کم‌کم خ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "43""ویو پارک آنجلینا"آخیش...

چند پارتی جونگ کوک (درخواستی)

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸ویو میکا_____چند ثانیه...

🍓 مشتری همیشگی 🍰پارت ۲ سه روز بعد، دوباره زنگ در به صدا درآم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط