«عشق نافرجام من»
«پارت ۴۱»
یونا:واییییییییییییییی
اگه امروز زود برم مجبورم فردا تا ساعت ۱۰کار کنم
اگه اول به آقای لی زنگ بزنم و بعدش به آقای کیم بعدشم میتونم یکی یکی بنویسم.
خب اگه اول از تیم بازاریابی شروع کنم و بعدش تیم فروش رو کامل میکنم
یک ربع بعد...
یونا:سلام آقای لی از شرکت BEUTYRFLY(اسم دیگه ای پیدا نکردم😢) تماس میگیرم پنجشنبه راس ساعت ۱۲جلسه سهامداران برگزار خواهد شد
آقای لی:ممنون از اطلاع رسانیتون
یونا:اوکی این کار تموم شد.
الان نوبت بخش بازاریابی هست
یونا:سلام خسته نباشید میتونم روزمه کارمند های این بخش رو داشته باشم
رییس بخش:چرا؟؟؟
یونا:من منشی جدید رییس کیم هستم رئیس ازم خواستم تا روزمه همه کارمندای شرکت رو براشون باز نویسی کنم
رییس بخش:اهان بله این کلید بایگانی هست روزمه کارمندا اینجا نگهداری میشه میتونین خودتون بردارین؟؟؟
یونا:بله ممنونم.
(یونا ویو)
وقتی داخل ا بخش بایگانی شدم هچی جایی رو نمیدیدم دستمو به سمت دیوار بردم تا لامپ رو روشن کنم.
لامپ خراب بود برای همین روشن نشد مجبور شدم با چراغ قوه گوشیم رو روشن کردم ولی بازم چیزه واضحی دیده نمیشد
گشتم و گشنم تا اینکه یه جعبه رو دیدم که روش نوشته بود بهش بازاریابی بخاطر همین برداشتمش.
جعبه سنگین بود بزور خودمو سر میزم رسوندم وقتی داخل جعبه رو نگاه کردم یه عالمه ورقه بود انگار یه چندسالی بود که تیم بازاریابی استخدامی نداشت ورقه هاهم کهنه بودن
نشستم و یکی مرتب شون کردم و نوشتمشون تا از ساعت ۱۰نشستم پشت میز تا اینکه سرمو بردم بالا دیدم ساعت ۴ هست
شوکه شده بودم که زمان چرا اینقد زود گذشت رومم یکم خاکی بود اما خداروشکر اون بخش رو تموم کردم و به سمت اتاق رئیس رفتم
یونا:واییییییییییییییی
اگه امروز زود برم مجبورم فردا تا ساعت ۱۰کار کنم
اگه اول به آقای لی زنگ بزنم و بعدش به آقای کیم بعدشم میتونم یکی یکی بنویسم.
خب اگه اول از تیم بازاریابی شروع کنم و بعدش تیم فروش رو کامل میکنم
یک ربع بعد...
یونا:سلام آقای لی از شرکت BEUTYRFLY(اسم دیگه ای پیدا نکردم😢) تماس میگیرم پنجشنبه راس ساعت ۱۲جلسه سهامداران برگزار خواهد شد
آقای لی:ممنون از اطلاع رسانیتون
یونا:اوکی این کار تموم شد.
الان نوبت بخش بازاریابی هست
یونا:سلام خسته نباشید میتونم روزمه کارمند های این بخش رو داشته باشم
رییس بخش:چرا؟؟؟
یونا:من منشی جدید رییس کیم هستم رئیس ازم خواستم تا روزمه همه کارمندای شرکت رو براشون باز نویسی کنم
رییس بخش:اهان بله این کلید بایگانی هست روزمه کارمندا اینجا نگهداری میشه میتونین خودتون بردارین؟؟؟
یونا:بله ممنونم.
(یونا ویو)
وقتی داخل ا بخش بایگانی شدم هچی جایی رو نمیدیدم دستمو به سمت دیوار بردم تا لامپ رو روشن کنم.
لامپ خراب بود برای همین روشن نشد مجبور شدم با چراغ قوه گوشیم رو روشن کردم ولی بازم چیزه واضحی دیده نمیشد
گشتم و گشنم تا اینکه یه جعبه رو دیدم که روش نوشته بود بهش بازاریابی بخاطر همین برداشتمش.
جعبه سنگین بود بزور خودمو سر میزم رسوندم وقتی داخل جعبه رو نگاه کردم یه عالمه ورقه بود انگار یه چندسالی بود که تیم بازاریابی استخدامی نداشت ورقه هاهم کهنه بودن
نشستم و یکی مرتب شون کردم و نوشتمشون تا از ساعت ۱۰نشستم پشت میز تا اینکه سرمو بردم بالا دیدم ساعت ۴ هست
شوکه شده بودم که زمان چرا اینقد زود گذشت رومم یکم خاکی بود اما خداروشکر اون بخش رو تموم کردم و به سمت اتاق رئیس رفتم
- ۳۱.۱k
- ۲۴ مهر ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط