یک روز قدم زدن با تو

یک روز قدم زدن با تو
آخ اگر می‌شد...
یک روز لمس صدایت از یک قدمی
آخ اگر بودی...
یک شب ستاره ها را
از آینه ی چشمِ تو شمردن
و یک شب با هم
میان کهکشان ها قدم زدن
آه اگر بودی...
اگر بودی پرواز از این قفس
رویایی پوسیده نمی‌شد.
یک نشانی برایم بفرست
برای من که اسارتگاهم
کهکشانِ تنهایی
منظومه ی دلتنگی
و سیاره ی "بی تو" است
#سپهر_آهنگی
دیدگاه ها (۵)

پارت ۶تاریکی مطلق، تنها چیزی بود که تو رو احاطه کرده بود. صد...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟷 | اولین نتسئول، ساعت ۷:۱۵ صبح.صدای رفت‌وآمد ماش...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

مافیای من

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

هم‌سلولی خطرناک (part3)دختر یاد گرفته بود وقتی نگهبان با بی‌...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

#تک‌پارتیموضوع: (وقتی تولدشه)هان/ا.تروی صندلیش نشسته بود و غ...

### پارت ششم: «عطرِ خطر در راهروهای تاریک»نورِ کم‌فروغِ ماه ...

اتاقی که وجود نداشت(part3)روزهای بعد، خانه دیگر به اندازه‌ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط