#گناهکار_من🎀

#گناهکار_من🎀
#پارت_سی_و_پنجم
ات به هوش اومد*
شوگا دستشو گرفت*
شوگا:حالت خوبه؟
ات:نه(گریه)
لیا:آروم باش آجی
دکتر اومد از اتاق عمل بیرون*
تهیونگ:ع عااا دکتررر چیشدد حالش خوبههه
دکتر:آروم باشید حال مریضمون خوبه از این عمل سالم اومد بیرون
تهیونگ:عااااا وای خوبههه
دکتر:اما....
ات:ا...اما چییی
لیا:وای چیشدههه
دکتر:خب رفته توی کما و خطر مرگش ۳۰ درصده💔
تهیونگ:چههههه یعنی چیییی
شوگا:هااا
جیهوپ:نگووووو
تهیونگ:نه نه نمیشه اون چیزیش شه منم میمیرم(با گریه)
ات و لیا شروع کردن به گریه کردن*
جیهوپ:لیا آروم باش لطفا
لیا:هیق نمیتونمممم هیقق
ات:ح حالا باید چیکار کنیم(با گریه)
دکتر:لطفا آرامشتون رو حفظ کنید بردیمش بخش ویژه بلا به دور رفت*
شوگا:عههه گریه نکنین بیاین بریم ببینیمش و براش دعا کنیم
ات:ا اما من نمیتونم راه برم
شوگا:وایسا پرستارو صدا کنم ویلچر بیاره
ویلچرو اورد*
شوگا ات رو بغل کرد و روی ویلچر گذاشت*
دیدگاه ها (۲۱)

تک پارتی✨عصر جمعه بود و هوا حسابی خوب و دلپذیر بود.ات دست دخ...

دیدار باتو (پارت ۴)

#درخواستیپارت۵که خونریزیه سر ات بیشتر شد و همه‌ی آرمیا متوجه...

پارت 40ویو آت:صدای بلندی ناگهان توی مسیر پیچید. 💥🏁همه‌چیز در...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁹ویو: اتدست جونگ‌کوک هنوز توی دست...

ددی خون آشام من

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

چندپارتی تهیونگ

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط