دوپارتی یونجون
(وقتی هر دوتاتون آیدل هستید و اون ازت خوشش میاد)(اسم شخصیت دختر توی این سناریو هانا هست)پارت 1
ویو هانا:
داشتم میرفتم به سمت اتاق مدیریت.... یک استف گفت که رئیس باهام کار داره.... وقتی رسیدم در زدم و با تایید شدن وارد شدم.... به محض ورود در ابتدا یونجون رو دیدم.... یونجون عضو تی اکس تی و سونبه نیم من بود.... ولی ما دوتا باهم صمیمی بودیم.... اون حدود 5 سال ازم بزرگتر بود..
رفتم داخل... رییس(علامت اینه:&) :بشین هانا. هانا:با من کاری داشتید؟. & :بله... خب راستش میخواستیم برای اینکه تو و گروه تی اکس تی همکاری ای داشته باشید ازت نظر بخوایم. یونجون:امم... خب راستش این ایده ی من بود... ما دیدیم چون تو خیلی خوب میتونی با بقیه هماهنگ بشی و چون فن های هر دو گروه خیلی باهم دیگه دوست و رفیق هستن گفتیم که یه همکاری داشته باشیم با تو.. هانا کمی به فکر فرو رفت. & :خب.. نظرت چیه؟. هانا:امم. خب قبوله. یونجون:جدی؟. هانا:آره چرا که نه....به هر حال باعث افتخارم هست با بهترین سونبه نیمم اجرا داشته باشم.
&:بسیار هم عالی... پس از هفتهی. دیگه برید تو کار ضبط و کار های آهنگ.. خب دیگه میتونید برید
هانا و یونجون از جاشون بلند شدن و رفتن.
هانا رفت داخل اتاق تمرین شون... اعضای تیمش اومدن و گفتن:هی... چی شده؟
هانا:چیزی نیست... باهام کار داشتن
دنیل(دیگه اسمی ندارم خب) :چه کاری؟
هانا:قراره من و تی اکس تی سونبه نیم همکاری کنیم
دنیل:جدی؟
هانا:آرههه
ویو هانا:
داشتم میرفتم به سمت اتاق مدیریت.... یک استف گفت که رئیس باهام کار داره.... وقتی رسیدم در زدم و با تایید شدن وارد شدم.... به محض ورود در ابتدا یونجون رو دیدم.... یونجون عضو تی اکس تی و سونبه نیم من بود.... ولی ما دوتا باهم صمیمی بودیم.... اون حدود 5 سال ازم بزرگتر بود..
رفتم داخل... رییس(علامت اینه:&) :بشین هانا. هانا:با من کاری داشتید؟. & :بله... خب راستش میخواستیم برای اینکه تو و گروه تی اکس تی همکاری ای داشته باشید ازت نظر بخوایم. یونجون:امم... خب راستش این ایده ی من بود... ما دیدیم چون تو خیلی خوب میتونی با بقیه هماهنگ بشی و چون فن های هر دو گروه خیلی باهم دیگه دوست و رفیق هستن گفتیم که یه همکاری داشته باشیم با تو.. هانا کمی به فکر فرو رفت. & :خب.. نظرت چیه؟. هانا:امم. خب قبوله. یونجون:جدی؟. هانا:آره چرا که نه....به هر حال باعث افتخارم هست با بهترین سونبه نیمم اجرا داشته باشم.
&:بسیار هم عالی... پس از هفتهی. دیگه برید تو کار ضبط و کار های آهنگ.. خب دیگه میتونید برید
هانا و یونجون از جاشون بلند شدن و رفتن.
هانا رفت داخل اتاق تمرین شون... اعضای تیمش اومدن و گفتن:هی... چی شده؟
هانا:چیزی نیست... باهام کار داشتن
دنیل(دیگه اسمی ندارم خب) :چه کاری؟
هانا:قراره من و تی اکس تی سونبه نیم همکاری کنیم
دنیل:جدی؟
هانا:آرههه
- ۱۸.۱k
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط