{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان: رویای من

رمان: رویای من
پارت: شش

ا/ت: روی ویدیو نوشته بود چیزایی که اعضای بی تی اس به آرمیا گفته حتما تا آخر ببینین.
از کنجکاوی زیاد گذاشتم ویدیو ثابت بمونه و ردش نکردم یسری از حرفای اعضای بی تی اس رو واسم اورد انگار خیلی آرمیا رو دوست داشتن چون هر یکیشون اینو میگفتن:)
من بعد چند روز تصمیم گرفتم کم کم آرمی بشم چون بنظرم بی تی اس گروهی بود که اعضاش قلب خیلی مهربونی داشتن و حرفاشون خیلی قشنگ بود_
رفتم داخل گروه این بار بدون هیچ تردیدی گفتم بچه ها من تصمیم گرفتم آرمی بشم نه اینکه یهویی کم کم!
جنیلا: وای خیلی خوشحال شدم بالاخره یکی دیگه هم داره آرمی میشه:)
فلورا: کار خوبی کردی عزیزم هرسوالی از اعضای بی تی اس یا گروهشون داشتی از من میتونی بپرسی؛
بیتا: جدی؟ مبارکه مطمئنم تو این چند روز عاشقشون میشی*
بچه ها هرکدوم حرفشونو زدن...
دیدگاه ها (۰)

وای تهیونگ بسههههه🤡

معرفی میکنم پارک چان این هستم شما چی هستین.. احیانن اسم پسر ...

پارت: پنجرمان: رویای منکاترین: بچه ها دیدینش؟ جنیلا: آره من ...

پارت: چهاررمان: رویای منا/ت: اوه من مشکلی باهاش ندارم هرکاری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط