وقتی موقع سیگار کشیدن دیدت p2

با دیدن قیافه تو هم رفته هیون شدیداً شکه شده بودی
کنترل همه چی از دستت رفته بود ... زندگیت ... کارات ... خصوصا رابطه ات با دوستات و هیونجین ...
+ اینجا چیکار می‌کنی ؟؟
_ سوال من بود .. چرا اومدی اینجا ؟؟
یکم فکر کردی و گفتی : اومدم هوا بخورم حوصلم سر رفته بود ...
خواستی بحث و عوض کنی پس ادامه دادی : چقدر می‌خوابی جدیدا .. نه ؟
_ بحث و عوض نکننن
جوابی ندادی که با حرفش بغض خفبفب تو گلوت نشست : چجوری آنقدر راحت داری بهم دروغ میگی ؟؟ ... هان ؟؟؟ .... حداقل بگو با هم حلش کنیم ...
سرت و انداختی پایین که اومد سمتت
با شدت زیادی دست راستت و که مشت کردن بودی کشید سمت خودش
که از درد یهویی که به شونت وارد شد ناله ی آرومی ازت در اومد
با فشار زیادی مشتت و باز کرد که با فندکی که حالا رو دستت جا خوش کرده بود مواجه شد ...
با مطمئن شدن از چیزی که دیده بود شروع کرد : واقعا ؟؟؟
سرت و انداختی پایین داشتی تمام تلاشت و میکردی گریه نکنی اما از اونور تمام بدنت لرز گرفته بود
با دیدن لرز بدنت سعی کرد آروم تر باهات رفتار کنه : مشکلی برات پیش اومده ؟؟ ... میتونی باهام حرف بزنی ...
کسی اذیتت کرده ؟؟! تهدید شدی ؟؟؟! ... فقط بهم بگو تا سر به کلشون نذارم.... فقط بهم بگو ... باشه ؟
با دستش سرت و به سمت بالا گرفت با چشم تو چشم شدن باهاش نتونستی خودت و کنترل کنی و زدی زیر گریه
که سرت و گذاشت رو سینش و ..
دیدگاه ها (۰)

#تکپارتیموضوع:(وقتی رفته حموم و تو یهو در رو باز می‌کنی و می...

ساعت ۷:۱۵ شب/حرف هایی که باید گفته میشدنهوسوک وارد اتاق شدتو...

تکپارتی: این بار دیگه کوتاه نمیامLee Minho × You | محافظتی،...

درخواستی چیفویو

وقتی خیلی کیوته ولی گیجه...بعد از ۹ ماه سختی و دکتر رفتن های...

#دوپارتیموضوع:(وقتی پری٫ودی و اون کتکت میزنه.)هیونجین/ا.تساع...

پارت ۲۸

الماس زیبای من part⁴آجوما بانگرانی سمتم اومد و گفت دخترم چی ...

توی بنرش گفته بود یه کیس بفرست، چیزی که نصیبش شد یه نوازش گو...

#دوپارتیجونگین/ا.تP:2بعد از اینکه آسانسور تو طبقه آخر ایستاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط