Forest Vampire

Forest Vampire
Part 35




ا/ت. اهومم منم با اینکه یک بار ومدم اینجا ولی خیلی ازش خوشم ومد مخصوصا این چشمه خیلی زلال و پاکه
جونگ کوک. اره تازه ابش هم همیشه خنک و روح هم رو تازه میکنه
ا/ت. واقعا؟ میتونم امتحانش کنم؟
جونگ کوک. البته
( ا/ت. کنار رود روی چمن ها نشست و دوتا دستش رو توی اب برد و یکم ازش خورد و به طرز باور نکردنی حالش خوب شد انگار روحش با ارامشی بی پایان و قلبی به زلالی چشمه شده بود و لین حس شادابی خاصی به ا/ت میداد......
ا/ت. خیلی خنکه...... ادم احساس میکنه دارن بهش یه زندگی دوباره میدن
جونگ کوک. دقیقا اين يکی از خواص این چشمه اس که فرد خوب و شایسته ای باشی با خوردن این اب همچنین احساسی پیدا میکنی انا برعکس اگه فرد خیانت مار و دو روی باشی این اب حتی از زهر هم برات بد مزه تر میشه یه جورایی میشه شخصیت بقیه رو با این چشمه فهمید
ا/ت. واقعا شگفت انگیزه......... الان من ادم خوبیم؟ (خنده
جونگ کوک. خوب........... تو گفتی که احساس سرزندگی میکنی پس قطعا برات خوشمزه بوده پس معلوم میشه تو ادم صاف و ساده ای هستی
ا/ت. اهوممم.... تو هم تا حالا ازش خوردی؟
جونگ کوک. اهوم برای من مزه شیرینی‌ خاصی داشت اما نمیدونم چرا....... میدونی من بعضی وقتا احساس میکنم لایق فرمانروایی نیستم و من باید به حلی برادر هام میمردم این برام خیلی عجیبه که چرا درخت بزرگ منو برای فرمانروایی انتخاب کرده
ا/ت. چیی؟ یه درخت تو رو به عنوان فرمانروا انتخاب کرده؟ مگه میشه همچنین چیزی؟
جونگ کوک. اره خوب.... این درخت هم مثل چشمه دورش قدرت خاصی داره و برگ هاش میتونن حرکت کنند و گونه فرمانروای بعدی رو نوازش کنن..... من وقتی بچه بودم با برادر ها و پدر و مادرم به اینجا ومدیم و در کمال تعجب بین از بین تمامیه ما برگ درخت گونه منو نوازش کرد و فقط از کنار برادرام رد شد
ا/ت. هومم..... از همون اول که به این جنگل ومدم فهمیدم اینجا با بقیه جنگل ها خیلی فرق میکنه
جونگ کوک. همین طوره....... و میدونستی این درخت ملکه بعدی رو هم تعیین میکنه؟
ا/ت. واقعا.... یعنی انتخاب همسر هم دست خودتون نیست؟
جونگ کوک. متاسفانه نه....مراسمش دو روز دیگه اس.
ا/ت.اوو پس تا دو روز دیگه قراره ازدواج ناخواسته داشته باشی
جونگ کوک. اهومم.. متاسفانه همین طوره
ا /ت. پس من باید بهریه اتاق دیگه برم
جونگ کوک. اتاقت کنار اتاق خودمه نمیزارم ون بهت نزدیک بشه
ا/ت. مرسی........ ووو. ونجا رو نگاه کن یکی از شاخه ها دراه تکون میخوره و میاد سمت ما چه برگ هاش بزرگه
جونگ کوک. چرا داره میاد؟ تا مناسبتی نباشه این برگ ها تکونی نمیخورن این واقعا عجیبه؟
ا/ت. خوب مراسمتون هم دو روز دیگه اس پس چرا.... ( وقتی برگ ضخیم و نرم درخت گونه ا/ت رو نوازش کرد حرفش نصفه موند
جونگ کوک. واستا..... چرا......؟..... ( تعجب





ادامه دارد....
دیدگاه ها (۳)

تکپارتی جونگ کوک

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط