کوک:العان اشتی کردی؟

کوک:العان اشتی کردی؟
ا.ت:منو برسون خونه
کوک:باشه
ویو ا‌.ت:رفتیم خونه فردا صبح بیدار شدم دیدم جونگ کوک نیس حتما رفته شرکت منم بلند شدم رفتم............«نمیگم کجا رفت:)»

ویو کوک:تو شرکت نشسته بودم که دیدم پلیسا اومد
کوک:سلام ببخشید اتفاقی افتاده؟
پلیس:اومدیم رضایت نامه طلاق رو بهتون بدیم
کوک:ط..طلاق؟
پلیس:بله دادگاه فردا ساعت ۲:۳۰ظهر هست
کوک:ا.ت چی کار کردی تو هوفف
دیدگاه ها (۷۶)

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

پارت ۴ (سرنوشت)

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

ددی خون آشام من

مافیای من

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ²ویوی ا/تا/ت:خوب میشنوم جیم...

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط