مافیای خشن من پارت اخر....
ات: صدای شوگارو شنیدم
ات:با تمام وجودم داد زدم
ات:شوگااااااااااااااا (عربده)
سوهو:جلو دهنشو گرفتم
ات:گریه
-: اومد رو باز کنه ولی قفل بود
-: سوهو کشتمت (عربده عصبی در و شیکوند اومد تو)
سوهو:از رو ات پاشد به به دو......
با مشتی که شوگا تو دهنش زد افتاد و حرفش نصفه موند
-:لینو بگیرش
ل:سوهو رو گرفت
-: رفتم سمت ات پتورو پیچیدم دورش محکم بغلم کرد قشنگ جوری چسیبده بود که میتونستم ضربان قلبشو حس کنم قلبش عین گنجشک میزد
-: همه چی تموم شد قشنگم تموم شد
ات:گریههه با هق هق
-:تموم شد (بغلش کردم)
-: پتورو دورش سفت کردم براید بغلش کردم بردم تو ماشین
-: نشستم تو ماشین اتم بغلم بود هنوز گریه میکرد
ات: هق هق
-: سرشو ناز میکردم
-: تموم شد ببخشید دیر اومدم
-: رسیدیم ات خواب بود
-: بردمش بالا گذاشتمش رو تخت لباساشو پوشوندم
-: بغلش خوابیدم
فردا
ات: از خواب بیدار شدم دیدم شوگا بغلمه محکم رفتم تو بغلش
-: وایی چی شده حمله کردن(خنده)
ات:چرا انقد دیر هق اومدی اگه هق دیر تر میومدی هق به من هق......(گریه با هق هق )
-: هیسس چیزی نشد نگا الان بغل منی
ات: سرشو تکون داد، اون مرتیکه سوهو چی شد
-: اون هیچی زندانه
ات:اوهوم
-: تو دلش: خدایا زر زدم کشتمش
ات:شوگا
-: بعله
ات:میدونم کشتیش تو مافیای خشن منی
-:لبخند........
....
پایان.....
ات:با تمام وجودم داد زدم
ات:شوگااااااااااااااا (عربده)
سوهو:جلو دهنشو گرفتم
ات:گریه
-: اومد رو باز کنه ولی قفل بود
-: سوهو کشتمت (عربده عصبی در و شیکوند اومد تو)
سوهو:از رو ات پاشد به به دو......
با مشتی که شوگا تو دهنش زد افتاد و حرفش نصفه موند
-:لینو بگیرش
ل:سوهو رو گرفت
-: رفتم سمت ات پتورو پیچیدم دورش محکم بغلم کرد قشنگ جوری چسیبده بود که میتونستم ضربان قلبشو حس کنم قلبش عین گنجشک میزد
-: همه چی تموم شد قشنگم تموم شد
ات:گریههه با هق هق
-:تموم شد (بغلش کردم)
-: پتورو دورش سفت کردم براید بغلش کردم بردم تو ماشین
-: نشستم تو ماشین اتم بغلم بود هنوز گریه میکرد
ات: هق هق
-: سرشو ناز میکردم
-: تموم شد ببخشید دیر اومدم
-: رسیدیم ات خواب بود
-: بردمش بالا گذاشتمش رو تخت لباساشو پوشوندم
-: بغلش خوابیدم
فردا
ات: از خواب بیدار شدم دیدم شوگا بغلمه محکم رفتم تو بغلش
-: وایی چی شده حمله کردن(خنده)
ات:چرا انقد دیر هق اومدی اگه هق دیر تر میومدی هق به من هق......(گریه با هق هق )
-: هیسس چیزی نشد نگا الان بغل منی
ات: سرشو تکون داد، اون مرتیکه سوهو چی شد
-: اون هیچی زندانه
ات:اوهوم
-: تو دلش: خدایا زر زدم کشتمش
ات:شوگا
-: بعله
ات:میدونم کشتیش تو مافیای خشن منی
-:لبخند........
....
پایان.....
- ۴۴.۸k
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط