Prt4

Prt4
فردا
ویو ا.ت
صبح با زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم رفتم دست و صورت رو شستم و با یک لباس اسپرت که برای کافه رفتن پوشیدم رفتم کفشامو پام کردم اومدم در کافه رو باز کردم و هر چی بود رو تمیز کردم .
مدیر کافه:وای ا.ت نیازی نبود اگه یکم صبر می کردی همه با هم جمع می کردیم
ا.ت:ایرادی نداره فردا هم میشه .
فلش بک به دیشب
ویو کوک
دیشب به یکی از بادیگاردام گفتم همه ی خصوصیات اون دختر رو دربیاره
بادیگاردم:ارباب براتون انجام دادم
کوک:ممنون
فردا میام مال خودم میکنمش
فلش بک به فردا
ا.ت:خب چی میل دارید
بادیگارد جونگ کوک :سوپ می خوام
ا.ت:اها البته خیلی ممنون الان براتون میارم
۵ مینی بعد
ا.ت:بفرمایید
بادیگارد جونگ کوک:ممنون
بادیگار جونگ کوک:بیخشید میشه بیایند
ا.ت:بله
بادیگارد جونگ کوک:این دستمال یک بویی میده
ا.ت:چی!(حتما داخلش داروی بیهوش کننده زده وایسا الان بهش نشون میدم با کی طرفه)
ا.ت:یک چیزی بگم
بادیگارد جونگ کوک:اگه آقای جونگ کوک از من خوشش میاد لطفا بیاد خودش حضوری بگه نه اینکه بادیگاردش بیاد داروی بیهوش کننده به دستمال بزنه و منو بیهوش کنه 😐لطفااز غذاتون رو میل کنید
بادیگارد جونگ کوک:😑
دیدگاه ها (۰)

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

پارت ۶صبحویو روبی:از خواب بیدار شدم ویکی از خدمت کار ها صبحو...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تکپارتی جونگ کوک

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟟: چهار کلمها/ت هنوز به صفحه‌ی گوشی خیره بو...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط