پرنسس ناخواسته

P۵

دوشیزه آملیا،

به فرمان اعلی‌حضرت، پادشاه، بدین‌وسیله به شما ابلاغ می‌گردد که بی‌درنگ در قصر سلطنتی حضور یابید. مطابق اسناد و شواهد به‌دست‌آمده، شما دختر گمشدهٔ پادشاه و وارث خاندان سلطنتی هستید. انتظار می‌رود بدون هیچ‌گونه تأخیری، فرمان سلطنتی را اجرا نمایید.

با احترام،
بیلیبیک، مشاور ارشد دربار

یک لحظه دیدگانم تار شد و راه نفسم بسته.

باورم نمیشود. آن ها دارند مسخره ام میکنند؟

اخم میکنم و به سمت بیلیبیک میروم«دارید سر به سرم میذارید؟»

«کاملا جدی ام پرنسس.»

«به من نگو پرنسس دیوانه. برو یه دختر دیگه رو پیدا کن برای مسخره بازی های سلطنتی تون.»

«اما شما...»

«من چی؟ یک دفعه پادشاه دلش دختر خواسته و شما هم بهش گفتین یه دختر میشناسم بیاد برات نقش بازی کنه؟»

«پرنسس شما چه بخواید و چه نخواید باید همراه ما به قصر بیایید.»

خواستم اعتراض کنم اما همان موقع سربازان جلو آمدند و بازوانم را گرفتند و به سمت کالسکه بردند.

«ولم کنید. به چه اجازه ای این کار رو میکنید»

خاله مارتا و جکس از خانه بیرون آمدند.

«خاله...خاله مارتا این دیوونه ها من رو میخوان ببرند قصر. پرنسس گمشده دیگه کیه»

خاله مارتا با شنیدن این جمله اشک در چشمانش حلقه زد.

انگار که این موضوع حقیقت داشته باشد.

من را به زور داخل کالسکه میبرند و در را میبندند.

از پنجره به پشتم نگاه میکنم.خاله و جکس شوکه و ناراحت ایستاده اند و بقیه مردم روستا در حال پچ پچ کردن هستند.

تا چند ساعت بعد قطعا سرتاسر کشور از این موضوع با خبر میشوند.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

قصر تجملاتی،بزرگ و زیباست.

میدانستم قصر ها زیبا هستند اما گمان نمیکردم تا این حد باشکوه و مسحور کننده باشند.

ستون های بزرگ،تابلو های عکس از پادشاهان و منظره و فرش های ابریشمی سبز رنگ.

البته تعجب نمیکنم. همه چیز اینجا به رنگ سبز زمردی است؛پرده ها،فرش ها و تمام نزئینات اینجا و البته چشمان من...

از این قضیه متنفرم یا شاید هم نیستم.اما رنگ چشمانم هم رنگ پرچم های وردلیاست.

از پلکان بالا میرویم.دری که رو به رویم است از کل اتاقم بزرگ تر است.

نگهبانان با تعظیم در را باز میکنند و.....

پادشاه.👑💎
دیدگاه ها (۰)

پرنسس ناخواسته

جنگل نفرین شده پارت ۲۲

شاهزاده» فصل اول: دختر گمشده... در دل جنگلی سرسبز و دورافتاد...

👑 پارت پنجم | شام در قصرغروب همان روز، کالسکه‌ی خانواده‌ی کی...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

You are mine...³[ویو نیلا]چشم هام رو با تابش نور خورشید باز ...

𓆩 🎼 𓆪 به آکادمی سلطنتی خوش آمدید...╭┈─────── ೄྀ࿐ ˊˎ-୨୧ ملودی...

رمان تاجی از سوءتفاهم

{محکوم به لمس } part ۹ 杂交种 رنتو در میان افراد مقام دار ایست...

پارت ۲۶ — تصمیم دربارصبح روز بعد، فرمانی از قصر به عمارت مین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط