{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#playmate p⁶⁷

#playmate p⁶⁷
●○ات ویو:
شروع کردم به پوشیدن لباسم خواستم پیرهنم رو تنم کنم که دوباره اون درد لعنتی توی پهلوم پیچید نفسم برید اه از این وضعیت و این زخم لعنتی کلافه بودم بدون توجه به درد پهلوم لباسم رو پوشیدم و از اتاق اومدم بیرون نباید به دردم اهمیت میدادم حوصلشو نداشتم که با چمشمای درشت یکی برخوردم
ات:چرا چشماتو اینطوری کردی؟ الان از کاسه در میاد
کوک:تو اتاق موقع لباس پوشیدن چیزی کشیدی؟
ات:اره از کجا فهمیدی کلک؟
کوک:الان که برات ویلچر گرفتم عین پیرزنای ۹۰ ساله روش نشستی میفهمی.
ات: اذیت نکن
کوک: میتونم کولت کنم.
ات:بیب بزار من کولت کنم
*کوک خندید به ات خیره شد و گفت فکر کنم واقعا یه چیز زدی شایدم اثرات داروهای بیهوشیه
ات:زیادی حرف میزنی حوصلتو ندارم
کوک:عه؟ حالا که اینطور شد عین‌مگس تا صبح دم‌ گوشت بلند بلند حرف میزنم
ات:کاش کر بودم
کوک:کاش
ات:....

●○عمارت کیم:
جنی SMS کیم
جنی:حال اون هرزه کوچولو چطوره؟ شنیدم مراخص شد
جنی:اگر میخای دفعه بعد گلوله به جای پهلوش سرشو نشونه نره بهتره تمومش کنی

جنی: وگرنه این تازه اولشه معشوقه‌ی من.

جیمین:الو؟
تهیونگ: مختصات این هرزه چی شد؟(عربده)
جیمین: چی شده؟
تهیونگ:(صدای نفساش پشت خط پیچید)
جیمین:باشه الان‌میفرستم چند نفرم محافظ میفرستم

●●ساعت ۱۲ بامداد :
راوی ویو :
کیم رسید به خونه جنی با شلیک گلوله به در
در و باز کرد
جنی با لباس توری قرمز که بیش از نیمی از بدنش رو نمایش میداد روی کاناپه سالن نشسته بود و به در خیره شده بود انگار میدونست که کیم میاد
*جنی:منتظرت بودم عزیزم.
تهیونک با قدمای بلند رسید به جنی چسبوندش به دیوار و تفنگ رو درست روی سرش هدف گرفت
*تهیونگ:هرزه بازیات از حد گذشته فکر کردی بازی با کیم کار راحتیه؟
*جنی:هرزه جئون اتِ نه من
تهیونگ با شنیدن این حرف سیلی رو روانه صورت جنی کرد
*تهیونگ:از کلمه ای که لایق خودته برای جئون ات استفاده نکن
جنی روی زمین افتاد دهنش و مزه مزه کرد مزه خون میداد که بلند شد مانیتور و روشن کرد و لحظه شلیک گلوله به ات رو پخش کرد
*جنی:سرنوشت آدمی که به تو نزدیک میشه خیلی از این بد ترهِ کیم.
تهیونگ با دیدن دوباره اون صحنه دنیا دور سرش چرخید صدا ها نفس نفس زدنای ات خون پخش شده روی زمین .... خون جلوی چشماشو گرفت
*تهیونگ: از جون من‌چی میخای؟
*جنی:خودتو
*تهیونگ:(پوزخندی زد )
*جنی:یه شب تنتو به‌من بسپار ببین چطوری تا اخر عمر خمار من میمونی تهیونگ
جنی پیش از حد به تهیونگ نزدیک شده بود چون تک تک کاراش حساب شده بود دوربین های خونش تک تک این لحظات رو طوری ثبت میکرد به نفع جنی انگار ۲ تا عاشق و معشوق واقعی ان یعنی قرار بود این تصاویر بعدا کجا استفاده بشه؟ بر علیه کی؟
*تهیونگ:زیر خوابای بهتر از تو سراغ دارم
*جنی:اینارو جئون ات میدونه؟
*تهیونگ:گفتم سراغ دارم من عین اون برادر احمقت تن به این کارا نمیدم
*جنی:پس مرد من متعهده؟
*تهیونگ: یه بار دیگه فقط یه بار دیگه اسم‌جئون ات و به زبون بیاری ببینم تو و اون برادرت نزدیکش شدید کاری میکنم عمارتتون تو خون تک تکتون غرق بشه فهمیدی؟
*جنی: کار و سخت تر کردی کیم.ات متعلق به تو نمیشه اون حتی ذره ای برای تو اهمیت قائل نیست ولی اگر چیزی بشنوم که باب میلم نباشه اون شمایید که تو خون ات غرق میشید نه ما
تهیونگ: حتی لایق مرگ ام نیستی ... کاری میکنم به خاطر این غلط اضافت روزی صد هزار بار به مرگ راضی بشی
دیدگاه ها (۱۸)

تک پارتی✨عکس‌های قدیمی...عصر بود.ات داشت اتاق را مرتب می‌کرد...

You are paying back karma پارت²⁵تهیونگ و جونگ کوک روبه روی ه...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت چهاردهم: تاوانِ انتخابصدای پ...

تک پارتی✨قهر الکی... صبح بود.کوک تازه از خواب بیدار شده بود ...

دختر کوچولوم

مهمونی خطرناک پارت= 9جونگ کوک: حالا راحت ترم پرنسسم و تو امش...

تک پارتی✨استوری‌ دردسر ساز... صبح...ات کنار تخت ایستاده بود ...

نام = مهمونی خطرناک ژانر =مافیایی / عاشقانهافراد = کیم ات / ...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط