#سناریو

#سناریو
وقتی داری با خودت بلند بلند گریه میکنی و عر میزنی

نامجون : بیب چته آخه سرم درد گرفت تو خودت خسته نشدی 🥲

جین : یااااااا چیشدع گرلم؟! جاییت درد می‌کنه؟ هوم !

شوگا: وات 😐 چیشدع خل شدی ات چرا عررعرر می‌کنی میزاری بخوابم یا نهههههه پدصگگگگ

جیهوپ : این بچم پاکه برات کلی خوراکی خریده تا عرعر نکنی
جیمین : موچی ناناصم چیشده قندم هوم جاییت درد می‌کنه

تهیونگ: چیشدخ گرل چیزی میخای چرا گریه می‌کنی

جونکوک : بیب پریودی هوم چیشدخ چرا گربه می‌کنی و داد میزنی عاااااا ؟؟؟
دیدگاه ها (۰)

Pat:5اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک. جواب دادم و سریع گفت زنتو گ...

ببخشید این پارت رو جا گذاشتمپارت ۳۳یونگی میخوای چطور تنبهش ک...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۹لیویا POVگذر ثانی...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

برده عمارت جئون

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 18چند روز از اون ماجرا گذشت و رینا هنوز توی خ...

دو پارتی «من تنهات نمیذارم عزیزم» ژانر: خانوادگی، احساسی، حم...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

پارت دوازدهم ویو ات +۰ دلم میخواد با مشت بکوبم توی صورتش جذا...

تک پارتی✨عصر جمعه بود و هوا حسابی خوب و دلپذیر بود.ات دست دخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط