شاهزاده دوست داشتنی من

part 7
ویو جونگ کوک:
خواستم برم بزنمش که ا.ت جلوم رو گرفت.

_ نمیخواد جونگ کوک من اول شروع کردم تقصیر منه

* آخه....

_ برو استراحت کن


چند روز بعد
این چندروز تهیونگ گفت کار داره و سر میز نمیاد. یه حسی بهم دست داده که نمیدونم اسمش چیه نفرت ، تنفر یا ......... دلتنگی💔
داشتم تو گلخونه راه میرفتم. به این فکر میکردم که شاهزاده چرا اینطوری شده. همینطوری داشتم فکر میکردم که سونا رو دیدم که با تهیونگ داره میاد. سریع رفتم قایم شدم
علامت سونا# علامت تهیونگ ×

# ته ته من بیا یه ذره بشینیم

هان? ته ته؟

× گفتم خوشم نمیاد از این اسما. نه کار دارم نمیتونم بشینم

# توروخدا 🥺

× باشه شاهدخت

# تهیونگ یه سوال دارم

× گفتم سوالی جواب نمیدم

# توروخدا بپرسم (با لحن کیوت)

× بپرس

# چرا اون زنیکه ی هرزه رو به عنوان نامزدت انتخاب کردی؟ دوست من که از اون هرزه بهتر بود

× درست حرف بزن (باداد)

# باشه بابا فقط پرسیدم

× دلیل داره

# چه دلیلی؟


× وقتی دیدمش خیلی چشمم رو گرفت. اون لباسش ساده بود و هیچ زیورآلاتی نداشت ، ولی من انتخابش کردم

# آخه برای چی؟

_ چون....... چون ازش.....خوشم میاد

# هی ببین من دیگه نمیدونم چی بگم خودت داری خودتو گول میزنی

با نگاه تحقیر آمیز رفت تهیونگم دنبالش رفت

جدی ؟ منو دوست داره؟ راستکی؟ دلم میخواد برم بغلش، نه نه نه چی میگی تو هورااااااااا، اوف آروم باش

شرایط نداره
شماهام که زحمتام رو نادیده میگیرین💔
دیدگاه ها (۰)

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

پارت ۲

پارت ۹روبی:می دونی چرا اینجا وایسادم چون دوست دارم ولی تو چی...

داشتم به سمت اتاق پادشاه میدویدم که ناگهان چاقویی تا ته داخل...

پارت ۱۰

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

پارت ۳۷

مهمونی خطرناکپارت=16ویو جونگ کوک:راستش اصلا حس خوبی به ته هو...

{عشق فراموش شده}[P 10](ویو یوری) کت خود بی معرفتش بود. فکر م...

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط