پارت ①

پارت ①

'عشق×خون'



جونگ کوک تو ذهنش
امسال ساله اخره باید بهش بگم. وگرنه اگه مدرسه تموم شه ممکنه دیه نبینمش


جونگ کوک: عام ا/ت قشنگم


ا/ت: جانم جونگ کوک

جونگ کوک: میخام یچیزیو بهت بگم


ا/ت: بگو

جونگ کوک بلند میشه و دست ا/تو میگیره و بلندش میکنه بهش خیره میشه از خجالت کمی گونش قرمز میشه ولی خوب:

جونگ کوک: عاااا... چیزه.. راستش

ا/ت دست جونگ کوک رو فشار میده و میگه:
جونگ کوک: اروم باش نفس عمیق بکش و حرفتو بزن(با لبخند)

جونگ کوک: هوففففف باشه من... من... (چشماشو میبنده و دست ا/ت رو فشار میده و بلند میگه) من ازت خوشم میاد باهام قرار بزار ا/ت

ا/ت شوکه میشه ولی خوب چیزی نمیگه چون اونم ازش خوشش میومد

همه به ا/ت نگا میکردن تا ببینن جوابش چیع

ا/ت: عاااااااا... خ.. خوب ن.. نمیدونم چی بگم ولی خوب... عااا. ب.. باشه قبوله باهات قرار میزنم (با لبخند خجالتی)

جونگ کوک : اوه واقعن؟


ا/ت: اوهوممم(با لبخند)

جونگ کوک: عااا. من.. من میتونم بغلت کنم چون خیلی خوش حالم؟

ا/ت: عاممم اره

جونگ کوک خیلی سفت ا/ت رو بغل میکنه و. اروم زمزمه میکنه میگه: عاا د.. دوست دارم:)


ا/ت اولش یکم شوکه میشه ولی وقتی میشنوه که میگه دوسش داره لبخند میزنه و اونم بغلش میکنه و میگه منم همین طور


بقیه دختر پسرا براشون دست میزنن و میگن اوووووووو چقد رمانتیک
دیدگاه ها (۰)

تکپارتی جونگ کوک

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

سناریو مایکی پارت اخر

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

هیونگ آزاری😂

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟟: چهار کلمها/ت هنوز به صفحه‌ی گوشی خیره بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط