{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
.
باید کسی باشد شبی ماتم بگیرد
وقتی نبودم صورتش را غم بگیرد
.
باید کسی باشد که عکس خنده ام را
در لابه لای گریه اش محکم بگیرد
.
هی شهر را با خاطراتش در نَوَردد
آینده اش را سایه ای مبهم بگیرد
.
چشمش به هر کوچه خیابانی بیفتد
باران تنهاتر شدن، نم نم بگیرد

از گریه های او خدا قلبش بلرزد
از گریه های او نفس هایم بگیرد
.
من جای خالی باشم و او هم برایم
هر پنج شنبه شاخه ای #مریم بگیرد

#پویا_جمشیدی
دیدگاه ها (۷)

لحظه ی دیدار با تو بعد از اینکه تهیونگ با اون حرکت رو از روی...

تکاپو پارت 107:خاک تو سرت🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...نور خورشید ...

پارت۱بارون به شدت به سقف فلزیِ سالن تمرینِ متروکه‌ی شماره‌ی ...

( last minute )

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p81نینا با اخم گفت:«چیه؟»جیمین خیلی عادی...

در نیمه های شب پارت سیزدهم (فلش بک به زندگی زاندر)

برده عمارت جئون

P : 22

پارت: 9 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*هوای سالنِ قدیمی مثل همیشه ...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط