{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

•وقتی خدمتکار شخصیشی•

•وقتی خدمتکار شخصیشی•
🦅 #جی 🦅

با سینی چای که دستت بود تقه ای به در زدی
_بفرمایید
در رو باز کردی و به سمت میز رئیست رفتی و چای رو روی میز گذاشتی
+اینم از چایتون
جی لبخندی زد و نگاهشو از کامپیوتر برداشته و به تو داد
_ممنونم
تظیمی بهش کردی و خواستی برگردی که با صداش متوقف شدی
_فقط..میشه برام یکم کلوچه و بسکوییت بیارید
+بله حتما
سپس از دفترش خارج شدی تا خوراکی هایی که گفته بود رو براش ببری..
و دوباره تقی به در زدی
_بفرماییددددد
وارد دفتر شدی و کلوچه و بسکوییت رو روی میز گذاشتی
_ولی..من اینارو با طعم شکلاتی میخواستم
+اوه..ببخشید حواسم نبود
سینی خوراکی هارو برداشتی و از دفترش بیرون اومدی
+ولی..اون که نگفته بود چه طعمی..(اروم)
نفس عمیقی کشیدی و دوباره برگشتی اشپزخونه و ایندفعه خوراکی هارو با طعم شکلاتی انتخاب کرده و دوباره برگشتی دفتر جی و تقی به در زدی
_بیا دیگ
وارد شدی و خوراکی هارو روی میز گذاشتی
_عه..شکلاتی گفته بودم؟ ولی یهویی طعم زعفرانی هوس کردم
لبخند ضایعی زد و بهت نگاه کرد
+اوه..ولی چاییتون..سرد شد که
_عه خب اشکال نداره دوباره گرمش کن
نفس عمیقی کشیدی و دوباره باهمون سینی به اشپزخونه برگشتی و بعد تعویض خوراکی ها دوباره به دفتر جی رفتی
البته چند روزی بود که جی همش اینکارو میکرد و باعث میشد صبح تا شب فقط به دفترش بری و برگردی اونقدری که دیگه خسته بشی ولی مگه چاره ی دیگه ایم هم داشتی؟
دوباره در رو زدی و وارد دفتر شدی
_میگم..دیگه دلم کلوچه و بسکوییت و چای نمیخواد..برام کیک درست کن
با این حرفش ناله ای عصبی از درون کشیدی ولی طولی نکشید که متوجه شدی صدات بلند بود
_خسته شدی؟
+من؟ نه نه البته که نه...ببخشید ناخوادگاه بود..
دوباره خواستی برگردی ولی با صداش متوقف شدی
_نرو..
به سمتت اومد و سینی رو ازت گرفت و روی میز گذاشت
_ببینم..(بهت نزدیکتر شد)
_نمیخوای بدونی..چرا همچین رفتاری دارم؟
سرت رو پایین انداختی و با حس اینکه ممکنه ازت عصبی شده باشه معذرت خواهی کردی

هایجین❥~

🦅🦅🦅🦅🦅🦅🦅🦅🦅🦅🦅🦅🦅🦅🦅
#سناریو #انهایپن #پارک_جونگ_سونگ #سناریو_انهایپن #تکپارتی #فیک #Enhypen #Jay #Fic #خدمتکار #رئیس
دیدگاه ها (۱)

وقتی...(پارت چهارم)

#چند پارتیوقتی پسش میزنیخسته از شرکت برگشته بودی و داشتی درو...

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)فلیکس/ا.تصبح، زمانی که فلیکس از خ...

I want to love you forever part 1

وقتی والیبالیست بودی‌...¹کالیرا..ملقب به والیبالیست افسانه‌ا...

So now, chani needs a lot of sleep right?🙃

وقتی میخواستی بری استخر ولی...¹امروز به درخواست و اصرار های ...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐صبح روز بعدنور آفتاب از پنجره وارد اتاق ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی مست می‌کنه)خیلی نگرانم شدی؟بنگچان/ا.تاون...

سناریو سانزو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط