ازدواج از روی اجبار p6

نویسنده
که یهو رسیدن خونه
کوک
پیاده شو رسیدیم از وقتی پاتو بزاری تو خونه خدمتکار منی
ا.ت
باشه بابا منو نخور حالا
نویسنده ا.ت کوک رفتن تو خونه و هر دو رفتن تو اتاق مشترک خودشون
ا.ت وسایلشو گذاشت کنار تخت و رفت دوش گرفت و لباسشو عوض کرد
کوک هم رفت دوش گرفت لباسشو عوض کرد و اومد که بخوابه
ا.ت
هیییییییی اونجا جای منه پسره خرررر
کوک
اوووووف برو یه جا دیگه
ا.ت
باشه خودت خواستی
نویسنده
ا.ت رفت روی تخت کنار کوک و کل پتو رو کشید سمت خودش کوک هم دوباره کشید و کش مکش وحشتناکی پیش اومد
کوک
هی جوجه ولش کن
ا.ت
باشه من جوجه تو که خروسی و بزرگی بدش به من خسیس خان
کوک
ساکت ولش کن
ا.ت
نمیخواممممممم
کوک
هی بهت هشدار دادم که روی حرف من حرف نزنی
درضمن یادت نرفته که امشب شب عروسی هستش
ا.ت
چی هی هی هی
تو هیچ کاری نمیکنی هی اگه جلو بیای خودم می‌کشمت ایششش پتو رو هم بگیر ایششش
کوک
هع آفرین حرف گوش کن شدی
نویسنده ا.ت بعد ده دقیقه که فهمید کوک خوابید پتو رو کشید روی خودش از کوک کلی فاصله گرفت
ا.ت
واایییی لعنتی چه خواب خوبی بود
واااااااااااااااااااااااااااای
دیونه چیکار می‌کنی هااااا؟
کوک
چته سر صبحی؟
ایششششششششششششش
تو چرا اینجایی؟
نویسنده
ا.ت وقتی بیدار شد تو بغل کوک بود
ا.ت
وقتی بیدار شدم احساس کردم یه چیزی منو سفت گرفته تو بغلش بعد دیدم کوکه و بلند داد کشیدم
کوک
با صدای داد وحشتناکی بیدار شدم دیدم ا.ت توی بغلمه خیلی کوچولو بود و یه صورت عصبانی داشت و شاکی بود ناخواسته داد زدم و بعدش خندیدم
ا.ت
کووووفت همین دیشب گفتم بهم دست نمیزنی
نویسنده
کوک همینجور با خنده از اتاق خارج شد بعد هم ا.ت اومد بیرون و رفت پایین دید کوک روی کاناپه نشسته
ا.ت
خیلی گشنمه برم یه چیزی درست کنم
یکم گشتم یه نودل و چندتا موز و شیر پیدا کردم یه شیرموز و نودل درست کردم آوردم که بخورم
کوک
اوووم برای من درست کردی از کجا میدوستی شیرموز دوست دارم؟
ا.ت
برای خودمه برو برای خودت بگیر مگه میتونی غذای یه خرو بخوری برو برو تازه غذای خدتمکارا در حد شما نیست ارباب جانم
کوک
تو رو خدا خیلی گشنمه دارم میمیرم 🥺 (با بغض )
به منه بیچاره شیرموز بده
خواهششش
ا.ت جونممممم
تو رو خدااا
ا.ت
نه نمیخوام
نویسنده کوک کلی از ا.ت خواهش کرد بعد که دید نمیشه و فاییده ندارم بلند شد و رفت طرف ا.ت و شروع کرد به ....
.
.
.
.
.
.
.
خمارییییی 😁😁
دیدگاه ها (۲)

سناریو سو پارت اول

سناریو سانزو پارت ۱

سناریو خط قرمز پارت ۳

سناریو مایکی پارت ۵

سناریو بونتن پارت۸

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

تک پارتی یوکیمیا

سناریو میتسویا پارت ۳

Forbidden love①⑦ا/ت: تروخدا... نگو! اسمش رو نیارکوک: این حقی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط