فن فیک * شانس می باره -_-

پارت 8


دراکن : هوی مایکی بیا دیگه زیر پا مون علف سبز شد 💢 * داد

باجی : این چرا نمی یادددد 💢💢

مایکی : امدم بابا امدم اگه گذاشتین دورویاکی کوفت کنم -_-

باجی : تو دوساعته بخاطر دورویاکی هات ما رو اینجا کاشتی 💢💢💢

میتسویا : الان آروم باش 😊

مایکی : خوب بریم😄

دراکن : کجا ؟

مایکی : دور دور 😄

همه : .........

پاه چین : من میرم خونه -_- * رفتن

باجی : مرتیکه روانی ما رو صدا کردی که بریم دور دور هاااا ؟ 💢💢💢💢

مایکی : حیف شد چون می خواستم مسابقه بزاریم 😧😈

باجی :* سوار شدن روی موتور

باجی : چیه منتظر چیزی هستین بیاین دیگه

کازو : تغیر مدت تو حقم * سوار شدن

دراکن : هنوز درکتون نمی کنم * سوار شدن

مایکی : این دیگه مشکل خودته * سوار شدن

میتسویا : فقط دوباره جو نگیره تون -_- * سوار شدن

دراکن : شروع

* حرکت کردن همه


* 15 دقیقه بعد


مایکی : * ایستادن

ایستادن همه

مایکی : کن چین 😊

دراکن : چی شده ؟

مایکی : موتورم خراب شد 😀

سکوت ~

باجی : دوباره نهههه 😩

کازو : از این بهتر نمی شه 😑

دراکن : اههه این نزدیکی ها یه تعمیرگاه موتور هست تا بیا بریم 💢


* رسیدن به تعمیرگاه


باجی : اینجا که کسی نیست -_-

دراکن : مگه کوری یه خانم اونجا هست 😑

دراکن : ببخشید خانم

خانمه : بله

دراکن : موتور یکی از رفیق هامون خراب شده کجا باید بزاریمش ؟

خانمه : عه .... یه لحظه صبر کنین

خانمه : آبه سانننننن * داد

مایکی و دراکن : بلهههه ؟ 😲

باجی : چیه مگه 😕

آبه ( همون میا ) : بلههههه ؟

خانمه : بیا برای تعمیر * داد

میا : امدم

میا : عه ..... سلام 😄

باجی : تو اینجا چیکار می کنی ؟ ○_○

میا : کار -_-

خانمه : بابام کجاست ؟

میا : هممم .... رفته بخوابه امروز ها زیاد می خوابه 😂

خانمه : داره پیر می شه 😧 * رفتن

میا : خوب موتور کدوم تون خرابه

دراکن : این * اشاره به مایکی

مایکی : 😒

میا : خوب موتورن رو بیار اینجا 😄

مایکی : * اوردن موتور

میا : ........... وایییی پسررررررر آخرین باری که این موتور رو دیدن کی بود؟ 😍

مایکی : 😎

میا : از موتور تعریف کردم 😑

مایکی : 😑

باجی : 😂😂😂

میا : * نگاه کردن به وضع موتور

میا : * نگاه کردن به مایکی

مایکی : چیه ؟

میا : حیف تو که همچین عطیغه ای رو دادن دستت 😑

مایکی : ها ؟

میا : دنده ،منده، پدال ،ترمز ،زنجیر همه چی رو ترکوندی 😑

دراکن : صد بار بهت گفتم وحشی بازی در نیار 😑

میا : تا فردا می خواین اون جا وایسین برید داخل -_-

باجی : * نگاه کردن به اطراف

باجی : اون چاقوی من نیست

کازو : * نگاه ترسناک

شیرو : پس از این یارو کش رفته بودی 😂

دراکن : این کی امد

شیرو : همین الان 😑

میا : سفارش های من رو اوردی ؟

شیرو : آره ...... هنوز باورم نمی شه سیگاری شدی -_-

میا : شما کاری نداشته باش سیگار من رو بده -_-

شیرو : بیا بگیر 😑





این پارت چرت شد😅
دیدگاه ها (۷۱)

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد! پارت ۲

کسخلان گروگان

کمه بخونش ولی🥔 «عملیات سیب‌زمینیِ مایکی» 🥔یه روز مایکی ساعت ...

🖤🏍️ Tokyo Revengers — دختر رئیسقسمت اول: ورود به تومانساعت ۹...

داستان

زمان برگشت اما هیچکس مثل قبل برنگشت...

سناریو تک پارتی از باجی و مایکی : ویو باجی: صبح که بیدار شدم...

با تو! همیشه پارت ۳

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط