.

.
‌
« دوستت‌دارم » را
باید یکهو پرت کرد تویِ
صورت مخاطب، برق بگیردش
مُهلت فکر کردن نداشته باشد
خون بدود توی صورتش
لبخندی ریز خودش را
جا کند میان لبهایش
برای « دوستت‌دارم »
دنبال مقدمه چینی نباش
بکوب تویِ صورتش
دیدگاه ها (۰)

پارت یازدهمویو نیمه شبآسا توی اتاقش بعد از ساعت ها فکر کردن ...

#چند پارتی تهیونگ و ات پارت 2 دسته گل کوچکی که از دو شب قبل ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی از سربازی برمیگرده ...⛓️‍💥☘️ ╰┈➤ 𝑷...

dark life = 49ات از پله‌ها پایین دوید. آشپز، آقای هان، توی آ...

داستان

پارت ۴۶ | حقیقتتهیونگ چند دقیقه بعد از اتاق بیرون اومد.لینا ...

پارت ششم: «رقص در میان گرگ‌ها»نور لوستر مجلل سالن بزرگ عمارت...

داستان کودکانه «سنجاب کوچولو و گردویِ طلايي» به نویسندگی رزی...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_مرد با قطره چکانی چند...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p67«بوی خوبی می‌ده...»همون لحظه لعنتی به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط