هنر جادویی عشق پارت ۳۲
هوووففف اینقدر خوردم دارم میترکم.
$من موندم تو اینقدر میخوری چرا چاق نمیشی😐
=همچین خیلیم نمیخورماااا🥲
+خب حالا میزارین بخوابم?
=هییین تو اینجایی??
+پ ن پ
$خب بگو ببینم چیکار کردین??
+چی رو?
=با تهیونگ....بوست کرد? چند دقیقه??
زیاد بود... نکنه....
+عههههه خغه شو دیگه منحرف اسراییلی!
+بعدا میگم الان خوابم میاد
= خب حالا.
$واااایی نیا نبودی ببینی!
+چی رو?
$لونا و جونگکوک باهم رقصیدن!
+جیییییغغغ واقعا????
$اره بابا تازه جونگکوک همچین کمرشو گرفته بود ک نگووووو مثل وقتایی ک میخای شیر کاکائوی لونا رو بگیری ازش همون جوری.
+اوووووووووو!!!
=بسه دیگههههههههه من اینجاامااا.
$خب باش........راستتییی. لونا رو نگفتم!
همچین زل زده بود به جونگکوک انگار حوری دیده!
=وااااایی تو ک جای من نبودیییی چشماش المااااسس بود!!
انگار داشتم به دوتا گوی بلورین نگاه میکردم!
$+اووووووه لونا خانم عاشق شدههههههههه!!!!!
=ن ک شما نشدین!
$راست میگه ما با هم رفیقتم اصلا خواهریم باید به هم بگیم ... شما ها چطوری عاشق شدین?
=اولین بار توی تالار جادوی عشق دیدمش همون روز اول صدای بهشتی شو شنیدم و دنبال صدا رفتم اونقدر محو درخشنده هاش شدم ک نفهمیدم کی صداش قطع شد ازم پرسید تو کی هستی??? منم بلند شدم و گفتم من لونام!
اومد جلو و گفت تازه اوردی گفتم اره
عرررررررررر همونجا عاشقش شدم!
+حالا من
=$هووم
+یه شب رفتیم باغ گل اونجا بم یاد داد باله برقصم بعدم کمرم گرفت بلند کردچرخید زل زد تو چشام همونجا عاشقش شدم!
$منم یه روز رفتم سالن موسیقی دیدم نشسته پشت پیانو خیلی قشنگ میزد!
بعدش بهم گفت باهم بزنیم همین ک نوشتم و شروع کردیم بهش نگاه کردم و عاشقش شدم!
+ بسه دیگه من خوابم میاد!
=منم!
$اوکی بخوابیم
راستییی
ادامه دارد....
#لایک
#فالو
#وانشات_بی_تی_اس
#وانشات🔞
#سو_لونا
$من موندم تو اینقدر میخوری چرا چاق نمیشی😐
=همچین خیلیم نمیخورماااا🥲
+خب حالا میزارین بخوابم?
=هییین تو اینجایی??
+پ ن پ
$خب بگو ببینم چیکار کردین??
+چی رو?
=با تهیونگ....بوست کرد? چند دقیقه??
زیاد بود... نکنه....
+عههههه خغه شو دیگه منحرف اسراییلی!
+بعدا میگم الان خوابم میاد
= خب حالا.
$واااایی نیا نبودی ببینی!
+چی رو?
$لونا و جونگکوک باهم رقصیدن!
+جیییییغغغ واقعا????
$اره بابا تازه جونگکوک همچین کمرشو گرفته بود ک نگووووو مثل وقتایی ک میخای شیر کاکائوی لونا رو بگیری ازش همون جوری.
+اوووووووووو!!!
=بسه دیگههههههههه من اینجاامااا.
$خب باش........راستتییی. لونا رو نگفتم!
همچین زل زده بود به جونگکوک انگار حوری دیده!
=وااااایی تو ک جای من نبودیییی چشماش المااااسس بود!!
انگار داشتم به دوتا گوی بلورین نگاه میکردم!
$+اووووووه لونا خانم عاشق شدههههههههه!!!!!
=ن ک شما نشدین!
$راست میگه ما با هم رفیقتم اصلا خواهریم باید به هم بگیم ... شما ها چطوری عاشق شدین?
=اولین بار توی تالار جادوی عشق دیدمش همون روز اول صدای بهشتی شو شنیدم و دنبال صدا رفتم اونقدر محو درخشنده هاش شدم ک نفهمیدم کی صداش قطع شد ازم پرسید تو کی هستی??? منم بلند شدم و گفتم من لونام!
اومد جلو و گفت تازه اوردی گفتم اره
عرررررررررر همونجا عاشقش شدم!
+حالا من
=$هووم
+یه شب رفتیم باغ گل اونجا بم یاد داد باله برقصم بعدم کمرم گرفت بلند کردچرخید زل زد تو چشام همونجا عاشقش شدم!
$منم یه روز رفتم سالن موسیقی دیدم نشسته پشت پیانو خیلی قشنگ میزد!
بعدش بهم گفت باهم بزنیم همین ک نوشتم و شروع کردیم بهش نگاه کردم و عاشقش شدم!
+ بسه دیگه من خوابم میاد!
=منم!
$اوکی بخوابیم
راستییی
ادامه دارد....
#لایک
#فالو
#وانشات_بی_تی_اس
#وانشات🔞
#سو_لونا
- ۴.۶k
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط