spy×family

spy×family
پارت °۷°
تو مدرسه چیزی تغییر نکرده فقط قلدری
دامیان یکم کمتر شده(خیلی کم🤏🏻اصن دوستیشون تاثیری نداشته انگار 😀)

تو کلاس آنیا میشینه میگه: سلام دوست جونی.

دامیان: گفته بودم حده تووو بدوننننن دها...چیز دختره پرو ایششش

آنیا زیر لب: بکی بیا نجاتم بده وای.

و تقریبا هر روز اینطوری میگذره

لوید می‌ره پیش هندلر


لوید: هندلر آنیا و دامیان دزموند دوست شدن


هندلر با قیافه عصبانی:

لوید فورجرررر ... حتما نیازززز بوددد اسمتتت رووو روییی دررر هتل بزنییییی؟؟؟؟


لوید: متاسفم میدونستم پسره دزموند باور نمیکنه مجبور بودم


هندلر: به هرحال خیلی سریع باید پرونده استریکس بسته بشه چون همینجوریش با این هتل زیاد سرو صدا کردی. گرگ و میش


لوید: نگران نباش همین الان اون دوتا رو رفیق کردم


هندلر: اون دوتا رو باید.............(مخفیه فعلا پارت های بعد میفهمید)


لوید: چیییییییبیییییییییییییییییییییییییییییییییییی امکان ندارهههه(دومتر پرید اونور)


هندلر: همین که گفتم خودت باید این موضوع رو جور کنی هرچقدر هزینه هم که شد ... شدد.. ولی این خبر تنها جایی که درز می‌کنه مدرسه است.. نه جای دیگه


لوید: نه نه نه نه اینکار شدنی نیست


هندلر: اگر نبود بهت نمیگفتم


لوید: یکاریش میکنم


(تو خَلسه بمونیییدددد)
دیدگاه ها (۷)

گل لیلیوم پارت ۱آنیا! آنیاااااااا! پاشو دیرت شده آنیا:آخ آخ ...

عشقی حقیقی

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۱۰**(عصر همان روز - عمارت دزموند 🏰)دام...

P28بعد از ورزش زنگ خونه خورد انیا تو راه خوابگاه بود که در ا...

عشقی حقیقی

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۴دامیان: آنیا، نگرا...

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۲چند روز گذشتلوید و یور ...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت ۷۷یه نفر از اونجا رد میشد اون کارت رو دی...

عشق غیر منتظره پارت ۴۵

زندگی جدیدp5ویوانیاالا دو هفته از اردو میگذره و الا تو اتوبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط