{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

۲ ستاره و ۳ ماه

۲ ستاره و ۳ ماه

پارت ۷۷

یه نفر از اونجا رد میشد اون کارت رو دید و برداشت
فیونا بود_
فیونا[چی دزدیده شدن لوید گفته بود که میرن اردو اینجا هم نوشته بکی بلک بل وای راستی من باید سریع به سازمان خبر بدم و همچنین لوید و سان که بتونم خودمو تو دلش جا کنم]

تصور فیونا:
لوید:چی وای تو خیلی زن خفن و قدرتمندی هستی تو جون آنیا و ماموریت استریکس رو نجات دادی من با تو زندگی میکنم]
فیونا به سازمان خبر داد اما لوید اونجا نبود

۱۰ دقیقه بعد
(هندلر به لوید زنگ زد و گفت کار خیلی مهمی پیش اومده)
لوید:چیشده که انقد با عجله ازم خواستی بیام؟
هندلر:فیونا اومد و خبر داد که اتوبوس ربایی شده آنیا و دامیان و آیسا و بقیه اونجا هستن به نظر میرسه اوضاع خوب بنظر نمیومده
لوید:چی وای الان خودمو میرسونم
اوتوبوس دوباره توقف کرد و یکی دیگه وارد شد لوید بود ولی به عنوان خلافکار
اومد و همونجا پیش لیرا بود کاری نداشت
لوید[من قبل از اومدن کمی تحقیق کردم و همینطور از حرف های بچه ها هم شنیدم که خواسته آیسا رو هدف بگیره ولی دمیتریوس فداکاری کرده (با لحن استرسی و داد تو ذهنش)چ وایی قطعا به ماموریت استریکس ربط داره وای نکنه لو رفتیم باید هرچه سریعتر همه چی رو بفهمم]

آنیا و آیسا✨️✨️[چی بابایی اومده هورااا
وایسا باز اشتباه متوجه شد_🤣😭💔]
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]لوید : انیا عزیزم پاشو دیرت میشه...

زمرد های صورتی پارت⁸ویو نویسنده °^دمیتریوس رفت پیش دامیان دم...

زندگی جدیدp5ویوانیاالا دو هفته از اردو میگذره و الا تو اتوبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط