{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

كوچه اى را بود نامش معرفت، مردمانش بامرام ازهرجهت...

كوچه اى را بود نامش معرفت، مردمانش بامرام ازهرجهت...
سيل آمد کوچه را ويرانه کرد، مردمش را با جهان بيگانه کرد...
هرچه درآنکوى بود ازمعرفت، شست و با خود برد سيل بى صفت!
از تمام کوچه تنها يک نفر، خانه اش ماند و خودش جست ازخطر...
رسم وراه نيک هر جا بود و هست، از نهاد مردم آنکوچه است...
چونکه در انديشه ام اينگونه اى، حتم دارم بچه ى آن کوچه اى...
دیدگاه ها (۷)

کوچه ای را بود نامش معرفت، مردمانش بامرام ازهرجهت... سیل آمد...

كوچه اى را بود نامش معرفت، مردمانش بامرام ازهرجهت... سیل آمد...

كوچه اى رابودنامش معرفت ،مردمانش بامرام ازهرجهتسيل آمد کوچه ...

كوچه اى رابودنامش معرفت ،مردمانش بامرام ازهرجهتسيل آمد کوچه ...

كوچه اى رابودنامش معرفت ،مردمانش بامرام ازهرجهتسيل آمد کوچه ...

كوچه اى رابودنامش معرفت،مردمانش بامرام ازهرجهت،سيل آمد کوچه ...

کوچه ای را بودنامش معرفت*مردمانش بامرام ازهرجهت...سیل آمد کو...

کوچه ای را بود نامش معرفت؛مردمانش بامرام ازهرجهت/سیل آمدکوچه...

کوچه ای را بود نامش معرفت،مردمانش بامرام از هرجهت،سیل آمد کو...

کوچه ای را بود نامش معرفت،
مردمانش بامرام از هرجهت،
سیل آمد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط