{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

كوچه اى رابودنامش معرفت ،

كوچه اى رابودنامش معرفت ،
مردمانش بامرام ازهرجهت
سيل آمد کوچه راويرانه کرد،
مردمش راباجهان بيگانه کرد
هرچه درآنکوى بود ازمعرفت،
شست وباخود برد سيل بى صفت
از تمام کوچه تنهايک نفر،
خانه اش ماندو خودش جست ازخطر
رسم وراه نيک هرجابودوهست،
ازنهاد مردم آن کوچه است
چونکه در انديشه ام اينگونه اى،
حتم دارم بچه ى آن کوچه اى.
دیدگاه ها (۱)

ﺣﻮﺍﺳــــﺖ ﺑﺎﺷــــﻪ ﺑــــﺎ ﮐـــﯽ " ﺩﺳــــﺖ " ﻣﯿــــﺪﯼ !ﻭﮔــــ...

این عکس تنها به این دلیل گذاشتم که واسه سلامتیمون شاکر خدا ب...

آدمست دیگر، یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد... دوسـت دارد، برد...

بیخودی پرسه زدیم صبحمان شب بشود بیخودی حر...

كوچه اى رابودنامش معرفت ،مردمانش بامرام ازهرجهتسيل آمد کوچه ...

كوچه اى رابودنامش معرفت ،مردمانش بامرام ازهرجهتسيل آمد کوچه ...

كوچه اى رابودنامش معرفت،مردمانش بامرام ازهرجهت،سيل آمد کوچه ...

کوچه ای را بودنامش معرفت*مردمانش بامرام ازهرجهت...سیل آمد کو...

كوچه اى را بود نامش معرفت، مردمانش بامرام ازهرجهت... سيل آمد...

کوچه ای را بود نامش معرفت؛مردمانش بامرام ازهرجهت/سیل آمدکوچه...

کوچه ای را بود نامش معرفت، مردمانش بامرام ازهرجهت... سیل آمد...

كوچه اى را بود نامش معرفت، مردمانش بامرام ازهرجهت... سیل آمد...

كوچه اى را بود نامش معرفت، مردمانش بامرام از هرجهت، سيل آمد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط