{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوچه ای را بود نامش معرفت

کوچه ای را بود نامش معرفت
مردمانش بامرام از هرجهت،
سیل آمد کوچه را ویرانه کرد،
مردمش را باجهان بیگانه کرد،
هرچه درآن کوی بود ازمعرفت،
شست و با خود برد سیل بی صفت،
رسم و راه نیک هرجا بودوهست،
ازنهاد مردم آن کوچه است،
چون تو در اندیشه ام اینگونه ای،
حتم دارم بچه ی آن کوچه ای ...
دیدگاه ها (۳)

میخندم.... ساده میگیرم ..... سکوت !ساده میگذرم.... خاموش !بل...

آیین عشق بازی دنیا عوض شده استیوسف عوض شده ست زلیخا عوض شده ...

من کوروش شاهنشاه هخامنشی 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط