{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

كوچه اى رابودنامش معرفت ،مردمانش بامرام ازهرجهت

كوچه اى رابودنامش معرفت ،مردمانش بامرام ازهرجهت
سيل آمد کوچه راويرانه کرد، مردمش راباجهان بيگانه کرد
هرچه درآنکوى بود ازمعرفت، شست وباخود برد سيل بى صفت .
از تمام کوچه تنهايک نفر، خانه اش ماندو خودش جست ازخطر
رسم وراه نيک هرجابودوهست، ازنهاد مردم آن کوچه است
چونکه در انديشه تواينگونه اى،حتم دارم بچه ى آن کوچه اى .
دیدگاه ها (۱)

غزل غزل به یادتون,قدم قدم به پایتونیارانه این ماه منریال ریا...

اینم نرگس گلمحمدی در نقش ستایش.

یکی میزنم به سلامتی دوستان ویسگونی.فقط یکی آخه اهلش نیستیم....

ایناهم بچه هامن دوهفته است ندیدمشون .دلم خیلی تنگ شده براشون...

كوچه اى رابودنامش معرفت ،مردمانش بامرام ازهرجهتسيل آمد کوچه ...

كوچه اى رابودنامش معرفت ،مردمانش بامرام ازهرجهتسيل آمد کوچه ...

كوچه اى رابودنامش معرفت،مردمانش بامرام ازهرجهت،سيل آمد کوچه ...

کوچه ای را بودنامش معرفت*مردمانش بامرام ازهرجهت...سیل آمد کو...

كوچه اى را بود نامش معرفت، مردمانش بامرام ازهرجهت... سيل آمد...

کوچه ای را بود نامش معرفت؛مردمانش بامرام ازهرجهت/سیل آمدکوچه...

کوچه ای را بود نامش معرفت، مردمانش بامرام ازهرجهت... سیل آمد...

كوچه اى را بود نامش معرفت، مردمانش بامرام ازهرجهت... سیل آمد...

كوچه اى را بود نامش معرفت، مردمانش بامرام از هرجهت، سيل آمد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط