كوچه اى را بود نامش معرفت، مردمانش بامرام از هرجهت، سيل آ
كوچه اى را بود نامش معرفت، مردمانش بامرام از هرجهت، سيل آمد کوچه را ويرانه کرد، مردمش را باجهان بيگانه کرد، هرچه درآن کوى بود ازمعرفت، شست و با خود برد سيل بى صفت، رسم و راه نيک هرجا بودوهست، ازنهاد مردم آن کوچه است، چون تو در انديشه ام اينگونه اى، حتم دارم بچه ى آن کوچه ایی
- ۱.۵k
- ۲۸ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط