كوچه اى رابودنامش معرفت،مردمانش بامرام ازهرجهت،سيل آمد کو
كوچه اى رابودنامش معرفت،مردمانش بامرام ازهرجهت،سيل آمد کوچه راويرانه کرد، مردمش راباجهان بيگانه کرد،هرچه درآن كوى، بودازمعرفت، شست وباخود برد سيل بى صفت،ازتمام كوچه تنهايک نفر،خانه اش ماندوخودش جست ازخطر،رسم وراه نيك هرجابودوهست، ازنهاد مردم آن کوچه هست، چونکه در انديشه ، تو این گونه ای حتم دارم بچه ی آن کوچه ای ?
- ۵۷۶
- ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط