{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

كوچه اى را بود نامش معرفت، مردمانش بامرام ازهرجهت... سیل

كوچه اى را بود نامش معرفت، مردمانش بامرام ازهرجهت... سیل آمد کوچه را ویرانه کرد، مردمش را با جهان بیگانه کرد... هرچه درآنکوى بود ازمعرفت، شست و با خود برد سیل بى صفت! از تمام کوچه تنها یک نفر، خانه اش ماند و خودش جست ازخطر... رسم وراه نیک هر جا بود و هست، از نهاد مردم آنکوچه است... چونکه در اندیشه ام اینگونه اى، حتم دارم بچه ى آن کوچه اى...
دیدگاه ها (۲)

كوچه اى را بود نامش معرفت، مردمانش بامرام ازهرجهت... سيل آمد...

کوچه ای را بود نامش معرفت، مردمانش بامرام ازهرجهت... سیل آمد...

كوچه اى رابودنامش معرفت ،مردمانش بامرام ازهرجهتسيل آمد کوچه ...

كوچه اى رابودنامش معرفت ،مردمانش بامرام ازهرجهتسيل آمد کوچه ...

كوچه اى رابودنامش معرفت ،مردمانش بامرام ازهرجهتسيل آمد کوچه ...

كوچه اى رابودنامش معرفت،مردمانش بامرام ازهرجهت،سيل آمد کوچه ...

کوچه ای را بودنامش معرفت*مردمانش بامرام ازهرجهت...سیل آمد کو...

کوچه ای را بود نامش معرفت؛مردمانش بامرام ازهرجهت/سیل آمدکوچه...

کوچه ای را بود نامش معرفت،مردمانش بامرام از هرجهت،سیل آمد کو...

کوچه ای را بود نامش معرفت،
مردمانش بامرام از هرجهت،
سیل آمد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط