{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

**ادامه پارت 7: رویارویی نهایی**

**ادامه پارت 7: رویارویی نهایی**

تهیونگ با احتیاط وارد انبار شد.

مین سو و چند نفر از افرادش در انبار بودند. آن‌ها منتظر تهیونگ بودند.

“بالاخره اومدی.” مین سو با لبخندی شیطانی گفت. “منتظرت بودم.”

“می‌دونم که پشت تهدیدهایی.” تهیونگ گفت. “چرا این کار رو می‌کنی؟ می کیونگ خواهرته.”

“خواهر؟ اون یه مزاحمه.” مین سو گفت. “اون همیشه باعث دردسر بوده. حالا وقتشه که از شرش خلاص شم.”

مین سو به افرادش دستور داد تا تهیونگ را بگیرند. تهیونگ با آن‌ها درگیر شد. او با تمام توانش مبارزه می‌کرد، اما تعداد افراد مین سو زیاد بود.

در همین لحظه، می کیونگ و جیهون وارد انبار شدند. می کیونگ با دیدن تهیونگ که در حال مبارزه بود، شوکه شد.

“تهیونگ!” می کیونگ فریاد زد.

جیهون به سرعت وارد عمل شد. او با استفاده از مهارت‌های هکری خود، سیستم امنیتی انبار را هک کرد و درها را باز کرد. پلیس وارد انبار شد و مین سو و افرادش را دستگیر کرد.

مین سو به جرم تهدید، آدم‌ربایی و فعالیت‌های غیرقانونی دستگیر شد. خانواده‌ی می کیونگ رسوا شدند و قدرت و نفوذ خود را از دست دادند.

تهیونگ و می کیونگ از این ماجرا جان سالم به در بردند. آن‌ها فهمیدند که عشق و صداقت می‌تواند بر هر خطری پیروز شود.

بعد از این ماجرا، می کیونگ تصمیم گرفت از خانواده‌اش جدا شود و زندگی جدیدی را شروع کند. او با کمک تهیونگ، یک بنیاد خیریه تاسیس کرد و به کمک نیازمندان پرداخت.

تهیونگ و می کیونگ با هم خوشبخت زندگی کردند و عشق آن‌ها هر روز بیشتر و بیشتر شد. آن‌ها فهمیدند که عشق واقعی می‌تواند هر مانعی را از سر راه بردارد و زندگی را زیباتر کند.

پایان
حیح بیاید خودمون رو گول بزنیم بدک نبود 🥺
دیدگاه ها (۲)

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت 23ساعت ۱۲ شب شد.تهیونگ، ات و کانگ...

پارت ۲۱ 🖤جیمین کنار پنجره ایستاد و چند لحظه به بیرون خیره شد...

فصل دهم _ خانواده ای که سویون را درک نمی‌کند صدای شکستن شیشه...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁴﴿ویو تهیونگ﴾چشمم هنوز روی عکس بود.دستم...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

همسر غیره منتظره

*نمیخاستم پارت بزارم ولی طی اتفاقاتی مجبور شدم بزارماون عکس،...

فیک : بین راندها

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۹ | «آشپزخانه دوباره به ج...

### پارت ۱۱: بازیِ شطرنج در میانه‌یِ بارانصدایِ آژیرها و فری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط