{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 26

پارت 26
بعدم راشو کشیدو رفت .. گاو شغال مگه کیه منه ! که میاد دس روم بلند میکنه رفتم جلو ایینه وای قرمز شده حالا بقیه منو اینجوری ببینن چی میگن پیش خودشون برم این طرف صورتمو رژگونه بزنم که فهمیده نشه داشتم میرفتم بالا که
رامین : سلنا ناهار آمادس
بدون اینکه رومو برگردونم گفتم : شما شروع کنین منم الان میام
رامین : باشه
رفتم تو اتاق رژ گونمو برداشتم اونطرف صورتمو مث همونجایی که تیام نشون گذاشته بود قرمز کردم خوبه فهمیده نمیشه ..رفتم پایین همه مشغول خوردن بودن جز ...
سودا : چه عجب تشریف اوردی لپ قرمزی
من : شروع کردین ؟
سودا : اره اما رامین لب به غذا نزد گفت درست نیس تا همه جمع نشدیم غذا بخوریم هیچی دیگه بیچاره بخاطر تو گشنه نشسته ..
یه نگاه به تیام انداختم چشاش سرخ شده بود یه پوزخندم رو لبش بود
من : خب.من کجا بشینم
رامین : اینجا کنار من جا هست
رفتم کنارش نشستم و شروع کردم به خوردن اصلا تو این تایم به تیام نگاه نکردم میترسیدم از قیافه وحشتناکش .. ضرفارو ما کوچیکترا جمع کردیم بزرگترا شستن ..
جمره : بروبچ بریم بااازی کنیم
سوده : مثلا ؟؟؟
جمره : اوممم .. فوتبال ! .. نظرتون چیه ؟
ارتا : عالیه تیام نظرتو چیه ؟
تیام : خوبه
ارتا : خب منو رامین یارکشی میکنیم ...من خانومم
رامین : سلنا ..،
ارتا : تیام ..،
رامین : جمره ..،
تیام : سوده میمونه که اونم بهتره بیاد تو تیم شما چون تیمتون ضعیفه
رامین : شک نکنین که ما میبریم
تیام : کورخوندین ..
بازی رو شروع کردیم رامین خیلی خوب بازی میکرد.. تیامم که از اون بهتر .. ارتا بازیش بد نبود .. سودام که حرفه ای بود.. سوده ام که بودو نبودش فرقی نداشت ..همش میگفت وای ناخنم فلان .. وای لباسم فلان .. وای ارایشم فلان .. چس کلاس میومد جمره هم خوب بود .. منم که هیی بد نبودم توپ اومد سمتم ای وای چیکارش کنم !
رامین : سلنا پاس بده به من
تا میخواستم پاس بدم تیام زد زیر پام و پخش زمین شدم
من : اخ پامممم
سودا : چیشد خوبی ابجی
رامین : تیام این چه طرز بازی کردنه باید بری بیرون
تیام : ببند دهنتو هیچیش نشده دختره دیگه نازو افاده میاد و اخ و اوخ میکنه ..
این پسره چشه ؟ این تیام سابق نیس ! اون از سیلی ظهرش اینم از زیرپایی الانش ..، من دارم گریه میکنم اون عین خیالشم نیس ککشم نگزید ..
من : من میرم بخوابم ..
سوده : من تنهایی تو یه اتاق میترسم جمره میشه بیای پیش من ؟
جمره : اخه
من : جمره برو پیشش من نمیترسم .. میخوام تنها باشم
جمره : هوف باشه
همه رفتن تو اتاقاشون که بخوابن منم رفتم تو اتاق لباسمو عوض کردم یه تیشرت سفید پوشیدم با شلوار گشاااد مشکی
پامو نگاه کردم اووف کبود شده صورتمم که هنو میسوزه .. اگه دوسش نداشتم زندش نمیزاشتم ..این حس لعنتی نمیزاره کاری کنم لالم میکنه ..
دیدگاه ها (۱۱)

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

رمان

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

رمان تهیونگ

بریم ؟؟لتس گو رمان :«عموی ناتنی من»(تابع قوانین ویسگون)Part:...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

forced by your side به اجبار کنار تو part:12+چشم اجومارفتم ا...

پدر خوانده فصل دو

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:20فقط به ا.ت صدمه زدم فق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط