زندگی با یک مافیا 🖤🙂

p8
ات : چی ؟
جک : نمیدونی ؟ اوکی میزارم خودش بهت بگه
ات : بگو کار اصلی شوگا چیه
جک : دلت نمیخواد بدونی
ات : مهم نیست بگووو ( کمی با داد )
جک : هی اینجا حق داد زدن نداری
جک : و اینکه این همه اصرار میکنی بدونی بهت میگم
جک : شوگا مافیا هست مافیا بزرگ‌ترین و خطرناک ترین بند مافیا
ات : چی ؟ ( تعجب )
جک : میدونی مافیا چیه یا توضیح بدم ؟
ات : میدونم میدونم
جک : عا انتظار نداشتم انقدر بری تو شک
ات : میشه از اتاق بری بیرون ؟
جک : اوکی
ات : مرسی
ات : قبل رفتن اسمت رو بهم میگی ؟
جک : اوهوم جک هستم
ات : باشه برو دیگه
جک رفت فقط نشسته بودم و با خودم فکر میکردم
که یعنی تمام این مدت عاشق یه مافیا شدم ؟
تو این دو سال با یک مافیا زندگی میکردم ؟
و الان دارم خدا رو شکر میکنم که بلایی شوگا سرم نیاورده ( بچم نمیتونه همچین کاری کنه 😐)
وایسا کیفم ؟ اتاق رو گشتم و بلخره کیفم رو پیدا کردم !
موبایلم ! موبایلم نیست !
( شوگا ویو )
رفتیم سمت اون آدرس من خیلی نگران ات بودم
جونگ کوک : هیونگ هیچ اتفاقی نمیفته
شوگا : نمی‌دونم جونگ کوک چرا این طور شدم خیلی نگرانم
تهیونگ : هیونگ تو تاحالا انقدر نگران آدم ها نشدی
تهیونگ : مخصوصا اگه دختر باشه
شوگا : مسئله همین جاس تهیونگ
شوگا : من ……من …… فکر کنم عاشق شدم
اعضا : چییییی ؟
شوگا : میترسم عشقم یک طرفه باشه اون من و دوست نداشته باشه
هوپ : وایسا وایسا
هوپ : یعنی تو میگی الان عاشق شدی ؟
شوگا : اره من عاشق شدم اونم عاشق ات
خ
م
ا
ر
ی
خیلی خوشم میاد میزارمتون تو خماری یاع یاع 😂😂
برای پارت بعد :
لایک : ۶ تا
کامنت : ۶ تا
دوستون دارم تا پارت بعد بای بای 😘❤️
دیدگاه ها (۹)

#میکاپ_آرتیست_من

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

سناریو BTS(وقتی می‌خواین برین بیرون ولی بهت گیر میدن)«نامجون...

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

پنهان عشق

پنهان عشق

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

سه پارتی✨ات بعد از یه روز خسته‌کننده بالاخره رفت حموم.همه‌چی...

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط