{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عطر ِ تَنت روی ِ پیراهنم مانده . . .

عطر ِ تَنت روی ِ پیراهنم مانده . . .

امروز بوییدَمَش عمیق ِ عمیق ِ. . . !

و
با هر نفس بغضم را سنگین تر کردم !

و
به یاد آوردم که دیگر ، " تنت سهم ِ دیگری ست " . . .

و
""" غمت سهم ِ""" من . . . !
دیدگاه ها (۳)

مادرم نیست

ویو ات ات(.)ته(!). با صدای نفس های سنگین ته بیدار شدم نگاهش...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 199♡⁠。⁠)⁩اسب رو...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

رمان تهیونگ

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_6ویو میراچند روز بعد...ای...

My nurse

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط