DOCTORS OF GONGILL🥼part 50

جی هیون سرش را پایین انداخت و گفت: خودمم همچین انتظاری داشتم اما اصال احساس ترس
نمیکنم. بر عکس احساس خوبی دارم.
یونگی پوزخندی زد و گفت: احساس خوب دیگه چیه؟ اگه ام 3 گرفته باشیم به احتمال هفتاد
درصد میمیریم.
جی هیون سر تکان داد و گفت: میدونم اما االن احساس میکنم یه دکتر واقعیم.
یونگی به جی هیون نگاه کرد و گفت: خب... این شد یه چیزی.
جی هیون لبخندی زد و سرش را به دیوار تکیه داد.
_ سونبه؟
+ هم؟
_ احساس میکنم تب دارم.
+ منم همینطور.
جی هیون خیلی ناگهانی احساس کرد انرژی اش تحلیل رفته و نیاز دارد کمی بخوابد. پس
چشمانش را بست و زود تر چیزی که انتظارش را داشت خوابش برد.
یونگی دید که سر جی هیون در حال لغزیدن است و پس خودش را به سمت جی هیون سر داد
تا شانه اش زیر سر دختر قرار بگیرد.
یونگی ارام سر جی هیون را روی شانه ی خودش گذاشت و اجازه داد کمی استراحت کند.
) توضیح نویسنده در باره ی این قسمت
قده ی لمفاوی در مکان های مختلف بدن وجود دارد و به عبارتی "زندان میکروب ها" خوانده
میشود. چرا که میکروب های خون را در خود حبس میکند تا خون را الوده نکنند. اگر این قده
باد کند و بزرگ شود، میتواند دالیل زیادی داشته باشد که یکی از ان ها نوع بسیار خطرناکی
از انفوالنزاست.
این انفوالنزا به دوقسمت تقسیم میشود.
M3 و M 2نوع
نوع ام تو راحت تر درمان میشود و زیاد سخت نیست اما نوع ام ثری بسیار خطرناک تر است
و احتمال مرگ بیشتر از پنجاه درصد است.
توجه داشته باشید نویسنده این اطالعات را از اینترنت و مادر زیست شناسش دریافته است و
احتمال تکذیب ان وجود دارد.
دانشجو های پزشکی اصالح کنند.
با تشکر 
یونگی و جی هیون به خواب عمیقی فرو رفته بودند که با وارد شدن کسی به اتاق عمل، تمام
شد.
جی هیون سرش را از روی سر یونگی برداشت و دستی به صورتش کشید.
یونگی بلند شد و روبروی پرستاری که با لباس مخصوص وارد شده بود، ایستاد.
پرستار تعظیم کرد و گفت: همراه بیمار به انفوالنزای ام تو مبتال شده و... یکی از شما به نوع
ام ثری.
یونگی و جی هیون نگاهی بهم کردند.
+ کدوممون به ام ثری مبتال شده؟
زن سرش را پایین انداخت و گفت: رزیدنت هان......

#BTS
دیدگاه ها (۵)

قسمت یازده

پارت ۳ #تو راز شب های منیصبح روز بعد، سوآ زودتر از همیشه از ...

پارت ۳۰ — «این بار، انتخاب با هر دویشان بود»وقتی یونگی رسید،...

P1:پسری که ازم متنفر بود. راوی ویو : دست هاش رو تا مچ توی جی...

....پارت یازدهم.....

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۵ | «هدیه‌های کوچیک» 🎁😂 ب...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۴بعد از ناهار، چهار امگا به سمت کلاس ...

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت یک جی‌یون ابی به سوون میده ولی ...

💜 پارت چهارم | پایانشب کم‌کم به پایان می‌رسید.نامجون و یونگی...

معامله p30آن روز، بالاخره صبر تهیونگ تمام شد.در اتاق با صدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط